مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - ارتباط هر آینده با گذشته ای خاص
گوسفند. این خصوصیت را که هر مادهای فقط میتواند ماده یک حادث معین و زمینه یک حادث معین باشد به اعتباری «امکان» میگویند و به اعتبار دیگری «استعداد» یا «قوه» مینامند که قوه در اینجا به معنی استعداد است. آن خصوصیت را اگر به ماده نسبت بدهند «استعداد» میگویند و آن را از مقوله «کیف» میشمارند و اگر به حادث آینده نسبت بدهند «امکان استعدادی» میگویند و آن را از مقوله اضافه میشمارند [١].
حال معنای این مدعا که میگویند «کل حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها» روشن شد. وقتی میگوییم هر مادهای زمینه یک ماده معین است، به این معناست که در آن ماده استعداد یک حادث معین هست؛ پس ماده حامل استعداد است. ماده به منزله معروض و موصوف است و استعداد به منزله صفت.
گفتیم که ما میتوانیم این مدعا را حتی از آنچه که میبینیم استنباط کنیم، یعنی بگوییم در نظام عالم این مطلب مشهود است ولی این استنباط چون متکی بر حس است دلیل نمیشود که حدوث یک حادث بدون استعداد قبلی و بدون مادهای که حامل آن استعداد است محال باشد، چون ممکن است کسی بگوید که چنین چیزی را در عالم میبینیم و درست است که نظام عالم بر همین منوال است ولی آیا حدوث حادث بدون ماده قبلی و قهراً بدون استعدادی که این ماده حامل آن استعداد است امری محال و ناشدنی است؟ به عقیده فلاسفه اگر چیزی بخواهد بدون ماده حادث شود و در زمان واقع بشود محال است. اگر امری بخواهد بدون ماده و بدون استعداد قبلی به وجود بیاید باید «ابداعی» باشد و اگر بخواهد ابداعی باشد نمیتواند حادث زمانی باشد. «مُبدَع» غیر از حادث زمانی است و در همه زمانها وجود دارد. این فلاسفه که قائل به ماده اولی یا هیولای اولی هستند، میگویند هیولای اولی مبدع است نه حادث زمانی.
چه برهانی بر این قاعده اقامه شده است؟ در اینجا مرحوم آخوند برهانی ذکر کردهاند که این برهان را شیخ دراشاراتو نیز در الهیات شفا آورده است و آنطور که فی الجمله یادم هست غزالی در کتاب تهافة الفلاسفه سخت به این برهان فلاسفه تاخته و آنها را در این مدعا تخطئه کرده است و انصاف هم این است که این برهان.
[١]. [در جلسه بعد به تفصیل در مورد این اصطلاحات بحث شده است.]