مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - مسئله ربط متغیر به ثابت
امری که علت این حرکت است، هم علت مرتبه اول است، هم علت مرتبه دوم، سوم الی آخر. علت تامه که وجود دارد، باید معلول وجود پیدا کند. بنابراین همان وقت که جزء اول وجود پیدا میکند جزء آخر هم باید همراه آن وجود پیدا کند و الّا انفکاک معلول از علت تامه شده است. [بنابراین علت مرتبه اول غیر از علت مرتبه دوم و مراتب بعدی است. پس علت امر متغیر نمیتواند امر ثابتی باشد.] ولی این صورت را ذکر نکردهاند چون ممکن است کسی بگوید که دلیل اینکه مراتب دیگر همراه مرتبه اول وجود پیدا نمیکنند این است که علت تامه مراتب بعد وجود پیدا نکرده زیرا مرتبه قبل شرط مرتبه بعد است.
ولی اشکال به صورت دیگر باقی است. زیرا شما میگویید مرتبه قبل معدوم میشود و نوبت به مرتبه بعد میرسد و باز مرتبه قبل معدوم میشود و مرتبه بعد موجود میشود. ما میگوییم آن مراتب قبلی که معدوم شدهاند علت تامهشان وجود دارد یا وجود ندارد؟ فرض این است که علت تامهاش وجود دارد. اگر چنین است چگونه معلول معدوم شده، در صورتی که علت تامه وجود دارد؟.
ولی اگر بگویید علت متغیر، متغیر است اشکال حل میشود، یعنی اگر یک علت، قوه و یا نیرو حرکتی را ایجاد میکند ما خیال میکنیم که یک نیروی ثابت است که آن جزء اول و جزء دوم و جزء سوم را ایجاد کرده است. خود این نیرو هم مانند خود این حرکت، متغیر است یعنی مرتبهای از نیرو مرتبه اول از حرکت را ایجاد میکند، آن که مرتبه دوم را ایجاد میکند مرتبه دیگر نیروست، و آن که مرتبه سوم را ایجاد میکند درجه دیگر نیروست. پس علت امر متغیر متغیر است.
البته در اینجا اشکال دیگری پیش میآید. ما نقل کلام میکنیم به آن علت که متغیر است. آن علت هم باید یک علت متغیر مثل خودش داشته باشد و باز آن علت متغیر هم باید متغیر باشد الی غیر النهایه، [در حالی که سلسله متغیرات در نهایت باید به ثابت منتهی شود]. پس چگونه ثابت میتواند علت متغیر باشد؟ بعد باید ببینیم راه حل این مشکل چیست.
باز میگردیم به همان قاعده «علة المتغیر متغیر». میگوییم مثلًا زمین حرکت میکند، این سنگ حرکت میکند. قبلًا گفتیم و بعد هم اثبات میشود که علت مباشر حرکات، طبیعت جوهری آنهاست، همان صورت نوعیهای که در مورد آن در فصل پیش صحبت کردیم. به عقیده فلاسفه هیچ حرکت طبیعی در اجسام وجود ندارد که