مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - ناتمام بودن ابطال تسلسل از راه تناهی ابعاد
دست حرکت میکند. وقتی خوب فکر کنیم میبینیم این حرکت، بالعرض است نه بالذات که در تقسیم گذشته گفتیم (آن تقسیم در اینجا به درد ما میخورد). [پس] این سؤال مطرح میشود که آیا برهان محرک اول ارسطویی- که یکی از اصولش این است که «کل محرک طبیعی فهو متحرک»- حتی اگر محرک، «متحرک بالعرض» هم باشد تمام است؟ بالعرض یعنی بالمجاز، که اثری ندارد و قطعاً کافی نیست.
مرحوم آخوند در اینجا این مطلب را متعرض نشده ولی این از مواردی است که نشان میدهد محرک اول ارسطو را بدون اثبات حرکت جوهریه نمیشود اثبات کرد.
خود مرحوم آخوند چون قائل به حرکت جوهریه است نیازی ندارد که بگوید قوه طبیعی محرکی است که متحرک است به این دلیل که بالعرض حرکت میکند. این حرف را باید بوعلی و امثال او بزنند که راهی دیگر ندارند. برای مرحوم آخوند که قائل به حرکت جوهری است هر محرک طبیعی، بالذات حرکت میکند پس مقدمه سوم (کل محرک طبیعی فهو متحرک) بنا بر مبنای مرحوم آخوند یک مقدمه تمامی است. بنابراین اصل محرک اول ارسطو را با مبانی خود ارسطو و با مبانی بوعلی نمیشود اثبات کرد؛ آن را فقط با مبانی صدرالمتألهین میشود اثبات کرد چون یکی از اصولش این است که «کل محرک طبیعی فهو متحرک». امثال ارسطو و بوعلی وقتی برای اصل سوم برهان اقامه میکنند به حرکتهای بالعرض متمسک میشوند. از حرکت بالعرض کاری ساخته نیست، حرکت بالذات هم که آنها قائل نیستند [١].
ناتمام بودن ابطال تسلسل از راه تناهی ابعاد
گفتیم اصل چهارمی که اثبات محرک عقلی بر آن متوقف است این است که سلسله متحرکات باید به محرک غیر متحرک منتهی شود. برای اثبات این مطلب از دو راه.
[١]. سؤال: اینکه متحرک عین وجود حرکت است جز با حرکت جوهری جور در نمیآید. پس ما نمیتوانیم به گردن ارسطو بگذاریم که بنا بر حرکت جوهری سخن گفته است.
استاد: این تعبیری بود که ما کردیم. ارسطو نمیگوید محرک اول موجد نفس حرکت است بلکه میگوید موجد طبیعت است که طبیعت مبدأ حرکت است. او خود طبیعت را ساکن میداند. منتها طبیعت را ساکن بالذات میداند و متحرک بالعرض. چون متحرک بالعرض میداند به برهان خدشه وارد میآید. چون یکی از چهار اصل یا مقدمه برهان این بود که هر محرکی که در طبیعت باشد متحرک است. این را از چه راه اثبات کنیم؟ این را [امثال ارسطو] میخواهند از راه حرکت بالعرض اثبات کنند. به این صورت است که اشکال پیش میآید.