مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٠ - نفی استبعاد از موضوع بودن « ماده مع صورةٍ مّا »
است که این شیء بدون زمان، مکان، وضع و امثال آن نمیتواند موجود باشد. به عبارت دیگر زمانٌ مّا، مکانٌ مّا، کیفٌ مّا، کمٌ مّا و امثال آن در تشخص این شیء معتبر است.
پس در پاسخ به این سؤال که آیا شیئی که مشخصات آن متغیر است، تشخصش باقی است، میگوییم هم باقی است و هم باقی نیست. هیچ مشخصی به آن دقتی که میخواهید باقی نیست زیرا مشخصات یک شیء تغییر میکند ولی در عین حال این شیء در هیچ حالی، خالی از هیچ کدام از این مشخصات نیست یعنی هر کدام را بهطور «فردٌ مّا» دارد. به عبارت دیگر، مشخصات در شیء، به وجهی معتبرند و به وجهی غیرمعتبرند؛ «بوجه العموم» معتبرند و «بوجه الخصوص» غیر معتبر. نظیر آنچه در مورد موضوع گفتیم که ماده به وجهی باقی است و به وجهی باقی نیست؛ باقی است «بوجه العموم» چون در ضمن صورةٌ مّا باقی است، و باقی نیست «بوجه الخصوص».
نفی استبعاد از موضوع بودن « ماده مع صورةٍ مّا »
مرحوم آخوند دو مطلب دیگر در اینجا دارند که در آغوش یکدیگر قرار گرفته و به نوعی با یکدیگر مخلوط هستند. یکی ادامه همین مطلبی است که الان عرض کردم.
ایشان میگوید در حرکات عرضیهای که هیچ ایرادی در آن نیست مثل حرکت در کیف و حرکت در أین، موضوع چیست؟ شما بدون دغدغه میگویید موضوع، جوهر یعنی جسم است. مثلًا جسم که در سواد حرکت میکند، موضوع جسم است و ما فیه الحرکه سواد است؛ یعنی جسم در هر آنی، دارای فردی از سواد است. این افراد، افراد بالقوه هستند به این معنا که جسم فرد متصل تدریجی دارد که از آن، افراد آنی انتزاع میشود. پس معنای اینکه جسم در یک رنگ حرکت میکند این است که جسم موضوع است برای حرکت در رنگ.
حال سؤال میکنیم که آیا جسم بلاسواد یعنی «جسم لا اسود» موضوع حرکت است یا «جسم اسود»؟ آیا جسم لا اسود در سواد حرکت میکند یا جسم اسود؟
مسلّماً جسم اسود در سواد حرکت میکند، یعنی جسمی که در مراتب سواد حرکت میکند خودش اسود است. پس موضوع حرکت در اینجا جسم اسود است.
مطلب دوم از دو مطلبی که اشاره کردیم این است که وقتی جسم اسود در سواد