مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - چهار دلیل در ابطال منوع بودن حرکت
- امروزه این مسئله مطرح است و اینکه در برخی علوم جدید انواع را از یکدیگر با حرکت متمایز میکنند در واقع همین نظریه است. میگویند گاهی یک عنصر با عنصر دیگر از نظر اجرام و ذراتی که از آنها تشکیل شدهاند یکی هستند ولی اختلافشان در حرکت است و همین اختلاف در حرکات آنها را دو نوع کرده است.
مرحوم آخوند در اینجا این نظر را نقل میکند و میگوید به «وجوهی از بیان» استدلال شده است که چنین چیزی محال است؛ اشاره به اینکه ما این وجوه را قبول نداریم.
چهار دلیل در ابطال منوع بودن حرکت
اولین دلیل این است که حرکت عرض است و انواع جوهرند و عرض نمیتواند منوّع جوهر باشد بلکه صورت نوعیه یا صورت منوّع جوهر باید جوهر باشد. طرف مخالف در این مطلب، شیخ اشراق است. نه طرف مخالف در آن جهت که شیخ اشراق حرکت را منوع دانسته باشد بلکه در این اصل کلی که آیا عرض میتواند منوّع جوهر باشد یا نه. شیخ اشراق برخلاف قوم، معتقد است که هیچ مانعی ندارد که عرض منوّع جوهر باشد و ایشان اساساً منکر ماده و صورت جوهری است و اختلاف انواع را به اختلاف اعراض میداند. در مباحث جواهر و اعراض اسفار، مفصلًا در این باره بحث شده است و نظر شیخ اشراق را رد کردهاند. پس اولین برهان بر اینکه حرکت نمیتواند منوّع جواهر باشد و اختلافات نوعی جواهر را نمیتوان از راه حرکت توجیه کرد این است که حرکت بنا بر آنچه در اینجا گفته شده خودش عرض است و عرض نمیتواند منشأ تنوع جواهر باشد.
برهان دوم بر این مطلب که حرکت نمیتواند منوّع باشد این است که ما ثابت کردیم که حرکت نیازمند به موضوع است و گفتیم که موضوع حرکت باید امری باشد مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل، که همان جسم است. پس در واقع اثبات کردیم که جسم از ابتدا باید متعین باشد، یعنی قبلًا باید جسمی وجود داشته باشد تا بعد حرکت عارض آن بشود؛ در صورتی که اگر حرکت منوّع باشد، تحقق و تحصل جسم به حرکت خواهد بود که با اصلی که در اینجا تأسیس کردیم منافات دارد.
در اینجا حاجی نکته خوبی ذکر کرده است و آن این است که ما گاهی صور مترتّب داریم نه صور متکافئ. صور متکافئ یعنی صور هم عرض و صور مترتب