مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٨ - قاعده « شیئیة الشی ء بصورته لا بمادته »
اعتباری است. ما در عالم مصنوعات برای هر شیئی ماهیتی قائل هستیم. شیئیت و یا همان ماهیتی که در امور صناعی اعتبار میکنیم تابع صورت است نه تابع ماده.
فرض کنید که از چوب، در یا صندلی میسازیم. اگر از ما بپرسند صندلی چیست، میگوییم صندلی عبارت است از مقداری چوب که دارای چهار پایه و محل نشستن و یک تکیه گاه است. ما اگر این ماده را از این صندلی بگیریم و به جای آن، ماده دیگری بگذاریم ولو صورت همان صورت باشد و مثلًا همین شکل صندلی را از آهن بسازیم آیا میگوییم این دیگر صندلی نیست یا میگوییم این همچنان صندلی است؟ روشن است که صندلی بودنِ صندلی را به همان صورتش میدانیم. ولی اگر صورت را از آن بگیریم ولی ماده همان ماده باشد و مثلًا همان چوب را به شکل تخته سیاه در بیاوریم این دیگر صندلی نیست و این ماهیت آن ماهیت نیست با اینکه ماده همان ماده است.
ما صندلی بدون ماده نداریم. آیا میتوانیم صندلیای داشته باشیم که از هیچ ساخته شده باشد؛ نه چوب باشد، نه آهن باشد و نه فلز دیگری و فقط صندلی باشد؟
نه، این صورت احتیاج دارد به مادهای اما نه ماده بالخصوص مثل چوب، آهن یا نقره، بلکه «مادةٌ مّا». این است که میگوییم در این مرکب، ماده به نحو کلی و به نحو ابهام اخذ شده است، یعنی احتیاج به ماده هست اما «ای مادةٍ». آنچه در ماهیت این شیء دخالت دارد یک ماده خاص نیست. ولی در صورت این شیء چه اعتبار شده است؟ آن چیزی که مقوم ماهیت آن است چیست؟ همین صورت بالخصوص. اگر این صورت را عوض کنیم و مثلًا تکیه گاه صندلی را برداریم ماهیت خودش را از دست میدهد و لذا میگوییم این دیگر صندلی نیست، چهارپایه است.
این است که در باب ماده و صورت میگویند: شیئیت شیء به صورت شیء است نه به ماده آن. در باب ماهیت هم همین را میگویند: «حقیقة الشیء فصله الاخیر».
اگر فصل اخیر شیء باقی باشد، حقیقت و ماهیت آن شیء باقی است ولو اینکه عین [همه] آن اجناس و فصولی که در سابق بوده است باقی نماند و اجناس و فصول دیگری جای آنها را بگیرد. آن حیوانی که در ناطق اخذ شده است، یک حیوان مبهم است. در ناطق، باید حیوان باشد ولو آنکه حیوانی که الان موجود است با حیوانی که قبلًا موجود بوده است، مختلف باشد.
این مطلبی است که مرحوم آخوند در اینجا به مناسبت بحث ضرورت بقای