مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - بازگشت به نظریه علامه طباطبایی
میکنید. این گوشه را که نگاه میکنید به اعتبار این است که این آب را دارید میبینید، مثل وقتی که از کنار دریای خزر رد میشوید. چشمتان که به آن میافتد میگویید این دریاست. دو ساعت دیگر با اتومبیل میروید و دوباره چشمتان که به دریا میافتد میگویید این همان آب است. آنچه دو ساعت پیش دیدید و از آن فرسخها فاصله گرفتید و این آبی که دو ساعت بعد میبینید قطعاً از نظر اجزاء آب غیر آن است. در عین حال اگر بپرسند این همان آب است یا آب دیگری است میگویید این همان آب است. پس اگر این حدود فرضی را بردارید تمام این دریا یک آب است و اگر این حدود فرضی را بگذارید هر جزئش غیر از جزء دیگر است.
ذهن انسان چنین اعتباراتی دارد.
در هر امر ممتدی این دو نوع اعتبار وجود دارد. من که الآن روی این کتاب دست میگذارم، به یک اعتبار، دیگر اینجا و آنجا ندارد. اینجای کتاب که دست میگذارم روی همان گذاشتهام، آنجای کتاب هم که دست میگذارم روی همان گذاشتهام یعنی در هر دو حال دست روی کتاب است. در این اعتبار، شما این مجموع را یک چیز میبینید. ولی یک وقت است همین را ذهن شما تجزیه میکند. اینجای کتاب که به طرف من است غیر از آنجای کتاب است که به طرف شماست. در این اعتبار اگر بگویید من دست روی اینجای کتاب گذاشتم نه آنجای کتاب، درست است.
بازگشت به نظریه علامه طباطبایی
آقای طباطبایی میگویند حرکت هم همینطور است. اعتباری که در آن، حرکت را تجزیه میکنیم اعتبار حرکت قطعیه است و اعتباری که در آن، حرکت را تجزیه نمیکنیم و این مجموع را از ابتدا تا انتها یک واحد میبینیم اعتبار حرکت توسطیه است که باقی هم هست. مثلًا میگویید این جسم که از روی دیوار حرکت کرد تا به آن دیوار رسید یک دقیقه طول کشید. اگر اجزاء و حدود را در نظر بگیریم آن قسمتی که در آنِ اول از حرکت موجود بود وجود ندارد، آن قسمت آخر هم وجود ندارد. همیشه فقط یک آن و یک حد از حرکت وجود دارد. این اعتبار، اعتبار تجزیه است.
اما یک وقت اساساً به حدود و اجزاء کاری نداریم. میگوییم یک دقیقه است