مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - بازگشت به نظریه علامه طباطبایی
بگویند؟
آیا بحثی که شیخ و غیر شیخ داشتند بر سر چنین مطلبی بود؟ یا نه، آنها که میگفتند حرکت توسطی وجود دارد و حرکت توسطی امری بسیط است نمیخواستند بگویند چیزی که به یک اعتبار امری بسیط است در خارج وجود دارد، بلکه میگفتند چیزی وجود دارد که به جمیع اعتبارات بسیط است و آن شیء بسیطِ به جمیع اعتبارات، در ذهن ما و نه در خارج حرکت قطعیه را رسم میکند، همانطور که نقطه در خارج خط را رسم میکند. و لهذا ما از اول تکرار کردیم که حرکت توسطی ماهیتش از قبیل ماهیت نقطه است. نقطه را به هیچ اعتباری نمیشود گفت قابل انقسام است. حرکت توسطی مثل نقطه است که به حسب وجود واقعی به هیچ اعتباری قابل انقسام نیست. آنهایی که قائل به حرکت توسطی بودند میگفتند نحوه وجود ذهنی حرکت با نحوه وجود خارجیاش متفاوت است؛ در ذهن تدریجی الحدوث و مستمرالبقاء و نیز ممتد است ولی در خارج به هیچ اعتباری ممتد نیست. آنهایی که قائل به حرکت قطعی بودند میگفتند آنچه در خارج وجود دارد یک امر ممتد به امتداد زمان و خطوار است، منتها اختلاف داشتند که آیا میشود فرض کرد که یک امر بسیطی هم وجود دارد؟ بنابراین بحث قوم از جمله حاجی [١] در باب حرکت توسطی و قطعی این است نه اینکه یک شیء خارجی قابل دو اعتبار است که به یک اعتبار حرکت توسطی است و به یک اعتبار حرکت قطعی [٢]. البته آقای طباطبایی تصریح نکردهاند که قوم هم همین را میخواستهاند.
[١]. قبلًا اشاره کردیم و بعداً در بحث «آن» خواهد آمد که یک حرف نادرستی مطرح شده است به نام «آنِ سیال» که حاجی خیلی به آن چسبیده است. ایشان که طرفدار حرکت توسطی است معتقد است که اصلًا آنچه که در خارج وجود دارد یک امر بسیط من جمیع الجهات است و این امر بسیط، در ذهن ما چیزی به نام حرکت قطعیه را رسم میکند. در مورد زمان هم معتقد است- و به کمال صراحت هم میگوید- که آنچه در خارج وجود دارد آنِ سیال است که در ذهن ما زمان را رسم میکند.[٢]. سؤال: حرکت قرار ندارد، پس چگونه میتوان یک امر بیقرار را از اول تا آخر اعتبار کرد؟.
استاد: معنی قرار این است که یک شیء در دو جزء زمان به یک حال وجود داشته باشد. در مورد امری که ساکن است میگوییم در دقیقه قبل ساکن بود و در دقیقه بعد هم ساکن است. این معنی قرار است. اما اگر بگوییم یک شیء ممتد به امتداد زمان، در مجموع زمان وجود دارد، مثلًا این حرکت از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب وجود دارد، آیا آن جزء اول حرکت، در وسط روز یعنی در ظهر وجود دارد؟ نه، قرار اصلًا به این معنا نیست. هر جزئی از حرکت در هر لحظه از زمان که هست دیگر در لحظه بعد نیست؛ این معنی عدم قرار است. اما اگر مجموع این حرکت را به صورت یک امر واحد که