مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - نظر علامه طباطبایی
چیز دیگر- تلاشی بیجاست. از اول ما چه دلیلی داریم بر اینکه حرکت جوهری نیاز به موضوع دارد؟ طبق این نظر اشکال شیخ از اساس وارد نیست و در جواب آن میگوییم اصلًا حرکت در جوهر موضوع نمیخواهد.
ظاهراً آقای طباطبایی به یاد نداشتهاند که همین حرف را مرحوم آخوند خودش در فصل نوزدهم بیان کرد. ایشان در آخر فصل هجدهم بعد از اینکه ثابت کرد که هر حرکتی نیازمند به موضوعی است مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل، چنین گفت که «و ستسمع کلاماً فیه تنویر القلب» [١] و در فصل بعد تحت عنوان «فی حکمةٍ مشرقیة» مسئله موضوع را طرح کرد و گفت فقط در حرکات عرضی است که ما نیازمند به موضوعی هستیم که آن موضوع غیر از ما فیه الحرکه باشد. در حرکت ذاتی که همان حرکت جوهری است ما به موضوعی که مرکب از ما بالقوه و ما بالفعل باشد نیاز نداریم و اگر یادتان باشد در آنجا مرحوم آخوند میگفت فاعل و قابل در اینجا یکی هستند. پس خود مرحوم آخوند این مطلب را در آنجا بیان کرد.
برای حکمای بعد از مرحوم آخوند مسئله به این شکل مطرح است که آیا کلمات مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری متخالف و متضاد است- که آقای طباطبایی تقریباً همین را میگویند- و ایشان نظر واحدی ندارد؟ چگونه است که مرحوم آخوند در یک جا قائل شده است که موضوع در حرکت جوهری «هیولی مع صورةٍ مّا» است و در جای دیگر ماهیت را موضوع دانسته است و در جای دیگر گفته است حرکت جوهری اساساً نیازمند به موضوع نیست و در موضع دیگر گفته است که امر مفارق اگرچه موضوع نیست ولی کار موضوع را انجام میدهد؟ آیا میتوان گفت همه این بیانات در طول یکدیگر قرار میگیرند نه در عرض یکدیگر؟.
مرحوم آقا علی مدرس در بدایع الحکم مدعی است که حتی تخالف هم میان بیانات مرحوم آخوند نیست و همه آنچه مرحوم آخوند در باب موضوع حرکت جوهری گفته است قابل جمعند و این بیانات در طول یکدیگرند. چون مرحوم آخوند بحث موضوع حرکت جوهری را دوباره مطرح خواهد کرد ما بیان آقا علی مدرس و نیز بیان خودمان را بعد عرض خواهیم کرد [٢].
[١]. اسفار، ج ٣، ص ٦١.[٢]. [به جلسه سی و پنجم مراجعه شود.]