مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - اشکال و پاسخ
طبیعت مسخّر ماورای طبیعت است و از ماورای طبیعت مدد میگیرد ولی منشأ اختلاف قوهای است که در خود اجسام است. اگر این را بگویید این همان است که فلاسفه میگویند که اجسام گرچه در جسمیت با یکدیگر شریکند، در صورت منوع یعنی در آنچه که قوه یا طبیعت مینامیم، با یکدیگر اختلاف دارند [١].
اشکال و پاسخ
ممکن است بگویید که این حرکت نه به خاطر ذات مفارق است تا گفته شود ذاتش نسبت علی السویه با اشیاء دارد و نه به خاطر قوهای است در اجسام، بلکه به خاطر قوهای است در خود مفارق. چه مانعی دارد که نسبت ذات آن مفارق با همه اشیاء علی السویه باشد ولی چون او موجود شاعر و مرید است و اراده میکند، اراده او این تخصیص را به وجود آورد که این حرکت را به این شیء بدهد و به آن شیء ندهد.
جواب این است که اراده به دو صورت فرض میشود. یکی اراده جزاف است.
گذشته از اینکه اراده جزاف محال است، با نظام عالم هم جور درنمی آید. جریان عالم نشان میدهد که عالم تابع یک نظام کلی است و طبیعت، غایات کلی و دائم و مستمری را جستجو میکند. یک امر اتفاقی و جزافی نیست که یک دفعه این را اراده کند چون دلش خواسته و هوس کرده است و دفعه بعد چیز دیگری را هوس کند.
ثابت شده است که امور اتفاقی هرگز دائم و مستمر نیست. جریان طبیعت یک جریان مستمر و دائم [٢]
[١]. سؤال: ممکن است منشأ همان امر مجرد باشد ولی همچنان که جبرئیل رابطهاش با انسانها مختلف است به خاطر اختلافی که در انسانهاست، در اشیاء هم تأثیر امر مجرد به خاطر اختلاف اشیاء متفاوت باشد.
استاد: در این صورت باز اختلاف حرکت از جنبه اختلاف اشیاء میشود و این اختلاف اشیاء بالاخره برمیگردد به اختلافی که در ماهیت اشیاء و یا در اعراضشان است. اگر بگویید اختلاف حرکت به خاطر اختلافی است که در اعراض اشیاء است، اختلاف اعراض باید برگردد به اختلاف در ماهیت.
پس باز به یک نوع اختلافی برمیگردد که در جوهر اشیاء است. این همان مسئله است که ما میگوییم.
[٢]. [به دلیل طرح سؤال، استاد فراموش کردهاند شق دوم را یعنی آنجا که اراده جزافی نیست مطرح کنند اما در هنگام تطبیق عبارت، دو سؤال و جواب ذیل مطرح شده که استاد در ضمن آن این شق را هم مورد بحث قرار دادهاند:]