مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - به چه معنا حرکت می تواند ذاتی متحرک باشد؟
جاعل به جعل تألیفی، شیئی را که فی حد ذاته غیر متحرک است متحرک میکند همانطور که عاملی آب را گرم میکند، که کلمه «جعل» در اینجا دو مفعولی است.
در باب حرکت جوهری هم میگوییم حرکت نیازمند به محرک است و نیز میگوییم حرکت نیازمند به جاعل است. پس این اصل را که حرکت نیازمند به محرک است نفی نمیکنیم. اما در اینجا محرک، جاعل نفس متحرک است، چون نفس متحرک عین حرکت است.
پس مرحوم آخوند که در اینجا این «لکن هنا دقیقة ستعلم بها» را میگوید برای این است که دو نکته برای ما روشن شده باشد. وقتی میگوییم هر حرکتی نیازمند به محرک است اولًا در همه جا حرکت را با متحرک، دو شیء در خارج ندانیم و ثانیاً اگر میگوییم حرکت نیازمند به جاعل است نحوه جعل را بدانیم. اگرچه مفهوم محرک، ظاهرش جعل تألیفی است ولی وقتی میگوییم محرک، یک مفهوم وسیعتری را در نظر میگیریم به طوری که معنای جاعلِ نفسِ متحرک را نیز که به نحو جعل بسیط است شامل میشود. مراد ارسطو از «محرک» همان مفهوم جاعل به جعل تألیفی بوده است، یعنی جاعلی که جسم را متحرک میکند، اما [با نظریه مرحوم آخوند] محرک معنای وسیعتری پیدا میکند.
به چه معنا حرکت می تواند ذاتی متحرک باشد؟
چنانکه گفتیم در حرکت جوهریه بعدها توضیح داده خواهد شد که نسبت حرکت به متحرک نسبت عارض به معروض نیست بلکه فرق حرکت و متحرک فرق تحلیلی است. آنوقت این بحثهایی که میکنند و در جلسه گذشته هم طرح کردیم که میگویند حرکت میتواند ذاتی متحرک باشد، به یک معنا در فلسفه مرحوم آخوند مورد قبول است. حرکت، ذاتی متحرک است، به این معنا که حرکت وجود جداگانهای از متحرک ندارد. ولی از این مطلب چنین نتیجه گرفته نمیشود که حرکت نیاز به محرک ندارد. در عین اینکه در حرکت جوهری، حرکت، ذاتی متحرک است جاعل هم دارد و حال آنکه قبلًا اینطور فکر میشد که اگر حرکت ذاتی متحرک باشد بینیاز از علت است. برعکس، نه تنها نیازمند به علت است، به