مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤ - ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
از لحاظ دیگر ثابت است؟ آیا متغیر در تغیر خودش ثبات دارد یا در تغیر خودش هم متغیر است؟ مسلماً هر متغیری در تغیر خودش ثبات دارد، همانطور که هر کثیری در کثرت خودش واحد است.
مرحوم آخوند میگوید هر تغیری دو جنبه دارد و نمیتواند این دو جنبه را نداشته باشد. همانطور که هر وجود ذهنی دو جنبه دارد، وجودی است ذهنی به اعتبار مقایسهاش با وجود خارجی و بدون این اعتبارِ مقایسهای وجودی است خارجی، همینطور وقتی نسبت اجزای یک متغیر به دیگر اجزای آن را در نظر بگیریم متغیر است و همچنین وقتی نسبت اجزای این متغیر به متغیرهای دیگر را در نظر بگیریم باز هم متغیر است ولی در عین حال هر تغیری دارای یک نحوه ثباتی است. پس اگر میگوییم موجود بر دو قسم است: یا ثابت است یا متغیر، از جنبهای غیر از جنبهای که این تقسیم بر مبنای آن صورت گرفته، این ثابت شامل متغیر هم میشود، و آن جنبه این است که هر متغیری در تغیر خودش ثابت است [١].
حال سؤال این است که آیا فاعل که وجود را افاضه میکند وجود نسبی را افاضه میکند یا وجود مطلق را؟ گفتیم هر قوهای نسبت به فعلیت قوه است ولی قطع نظر از مقایسه، خودش فعلیتی است که «فعلیة القوه» است. آیا فاعل، «فعلیة القوه» یعنی وجود فی نفسه قوه را افاضه میکند یا وجود مقایسهای آن را؟ پاسخ این است که فاعل وجود فی نفسه آن را افاضه میکند. علت، فعلیتی را افاضه میکند که آن «فعلیة القوه» است که همین فعلیت، در مقایسه با شیء دیگر قوه است.
هیولای اولی که نسبت به همه فعلیات قوه محض است دارای دو حیثیت است، از یک حیث حیثیتی از فعلیات است که «فعلیة القوه» است، و از حیث دیگر یعنی در مقایسه با فعلیات دیگر، عدم است چون قوه، عدم است. علت، آن جنبه مقایسهای را که عدمی است ایجاد نمیکند بلکه فعلیة القوه را ایجاد میکند.
همچنین در وجود ذهنی، علت نوعی وجود خارجی را ایجاد میکند که در مقایسه با یک وجود دیگر وجود ذهنی است؛ و در کثرت، وحدتی را ایجاد میکند که از آن، کثرت انتزاع میشود. درست است که واحد و کثیر در مقابل یکدیگر.
[١]. اشکال: این ثبات غیر از ثباتی است که در مورد علت ثابت میگوییم.
استاد: البته که غیر از آن است و ما هم نگفتیم عین آن است.