مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
- پس روح مطلب در این «فی حکمة مشرقیة» در واقع اثبات حرکت جوهری است، منتها مرحوم آخوند سبک بیانش این گونه است که در بیان آن مسائلی که خود، آنها را اثبات کرده است مثل اصالت وجود و حرکت جوهری، مانند انسانهای شتابزده میماند یعنی قبل از آنکه به بحث برسد، در لابلا میخواهد مطلب را بگنجاند و بگوید و در واقع میخواهد ذهنها بهتر آماده شود.
ما هنوز به مسئله اثبات حرکت جوهری نرسیدهایم ولی اینجا ضمناً آن را اثبات کردیم؛ یعنی ثابت کردیم که تمام حرکات عرضی باید به حرکت ذاتی منتهی شود.
مقصود از «حرکت ذاتی» حرکتی است که لازمه ذات موضوعش باشد و اتصاف موضوعش به آن نیازمند به علت نباشد، بلکه نفس موضوعش برای انتزاع حرکت کافی باشد و آن [موضوع]، جوهر یا طبیعت جوهری است [١].
نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت
مطلب که به اینجا میرسد مرحوم آخوند عود میکنند به آنچه در فصل پیش گفتند.
در فصل پیش گفته شد که حرکت نیازمند است به موضوعی که «بوجه» ثابت باشد.
نیز گفته شد که حرکت نیازمند به موضوعی است که مرکب باشد از ما بالقوة و ما بالفعل که همان جسم است. چگونه این مطالب با آنچه در «فی حکمة مشرقیه» گفته شد سازگار است؟.
ایشان میگوید ما آن حرف را تصحیح میکنیم. تصریح نمیکند که ما آن حرف.
[١]. سؤال: اینجا روشن نشد که مراد از جوهر، طبیعت جوهریه است یا طبایع انواع؟.
استاد: صور نوعیه هم جوهرند، عرض که نیستند. جوهر چنانکه میدانید پنج قسم دارد: عقل، نفس، ماده، صورت و جسم. صورت که میگویند جوهر است اعم است از صورت جسمیه و نوعیه.