مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - بحثی در یکی از مقدمات برهان دوم
از جوهر وارد شدیم، نیاز به چنین مقدمهای داریم تا بعد مجبور باشیم با اشکال حاجی مواجه شویم یا اصلًا نیاز به چنین مقدمهای نیست؟ تقریباً بسیاری از متأخرانِ مرحوم آخوند که این برهان را ذکر کردهاند به این [مقدمه] چندان عنایت نکردهاند، شاید از این جهت که آن را لازم ندانستهاند و لازم هم نیست. یعنی حتی اگر این مقدمه درست و قابل توجیه باشد، ضرورتی ندارد که ما آن را بیاوریم؛ اگر مقدمه را حذف کنیم باز برهان ما برهان کاملی خواهد بود.
آنچه که جوهر برهان را تشکیل میدهد مسئله تبعیت عرض از جوهر است، خواه علت آن عرض هم خود همین طبیعت جوهری باشد یا نباشد، چرا؟ برای اینکه آن جوهری که علت عرض خودش است قهراً مرکب است از مادهای و صورتی. آنها که میگویند جوهر علت است- و خود مرحوم آخوند هر جا که این حرف را میزند- مرادشان این است که این جوهر بصورته علت اعراض خودش است و بمادته محل و موضوع اعراض خودش است. پس بنا بر اینکه خود جوهر را علت برای اعراض خودش بدانیم، در آنِ واحد دو رابطه میان جوهر و عرض وجود دارد: یک رابطه، رابطه علیت و معلولیت میان جوهر و عرض خودش، و یک رابطه، رابطه حالّیت و محلّیت. جوهر به اعتبار صورتش علت اعراض خودش است و به اعتبار مادهاش- چون آن جوهر مرکب از ماده و صورت است- محل اعراض خودش است و رابطه حالّیت و محلّیت بر قرار است. قبلًا هم گفتیم که هیچ مانعی ندارد که یک شیء خودش علتِ خودش باشد «کالطبیب یعالج نفسه». طبیب که خودش را معالجه میکند، خودش در آن واحد هم فاعل است و هم قابل، فاعلٌ بصورته (ای بنفسه) و قابلٌ بمادته (ای ببدنه).
حال که اینطور است ممکن است کسی به مرحوم آخوند بگوید: چه ضرورتی دارد که شما در برهان دوم رابطه علیتِ میان صورت جوهری و اعراض را نفی کنید که حتی شاگردهای خودتان هم به شما اعتراض کنند. آنچه که ماده اصلی و جوهر برهان را تشکیل میدهد مسئله تبعیت عرض از جوهر است و ملاک این تبعیت همان وجود لنفسه جوهر برای عرض یعنی عروض عرض بر جوهر و به عبارت دیگر حلول عرض در جوهر است یعنی همان رابطه حالیت و محلیت. به بیان دیگر ملاک این تبعیت، رابطه میان ماده جوهری و عرض است نه رابطه میان صورت جوهری و عرض.