مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - اشکال و پاسخ
برای «ب» را با ملاحظه این شرط متغیر توجیه میکنیم ولی گاهی- همانطور که مورد بحث ما همین گونه است- شرط ما، یعنی همان مراتب قرب و بعد، مستقل از مقتضی نیست. تجدد مراتب قرب و بعد از کجا پیدا میشود؟ این مراتب هم معلول خود طبیعت است. پس همان چیزی را که شما شرط میگیرید خودش معلول طبیعت است. پس چگونه طبیعت ثابت، علت تجدد مراتب قرب و بعد شده است؟
اشکال و پاسخ
ممکن است اشکال شود که امثال بوعلی مطلب را به این شکل نگفتهاند که طبیعت به علاوه مراتب قرب و بعد علت حرکت است یعنی حرکت را فقط در مرتبه معلول در نظر بگیرند و تجدد مراتب قرب و بعد را در مرتبه علت. آنها ایندو را دو چیزی که یکی تماماً بر دیگری تقدم دارد در نظر نمیگیرند بلکه در واقع به یک علیت متداخل قائل هستند. بنابراین طبیعت با شطری از مراتب قرب و بعد، علت برای شطری از حرکت است و طبیعت با شطری از حرکت، علت برای شطری از قرب و بعد است. پس قرب و بعد به همراه طبیعت، علت حرکت میشود و نیز طبیعت به همراه حرکت، علت قرب و بعد میشود. البته «شطر» که در اینجا گفته میشود منظور این نیست که اینها در خارج مجزای از یکدیگر هستند.
اگر بخواهیم سخن مستشکل را روی مثال پیاده کنیم اینطور میگوییم که سنگ که از بالا به سمت پایین حرکت میکند طبیعت سنگ به همراه درجهای از قرب، علت درجهای از حرکت است. حال که درجهای از حرکت پیدا شد، طبیعت سنگ به همراه این درجه از حرکت، علت درجه جدیدی از قرب است و باز طبیعت به همراه این درجه جدید قرب، علت مرتبه دیگری از حرکت میشود.
مرحوم آخوند میگوید این توجیه مشکلی را حل نمیکند زیرا اولًا در این جهت فرق نمیکند که ما مراتب قرب و بعد را یکسره در مرتبه علت، و مراتب حرکت را یکسره در مرتبه معلول در نظر بگیریم و یا اینکه چنین فرض کنیم که مراتبی از قرب، علت مرتبهای از مراتب حرکت، و مرتبهای از حرکت، علت مرتبهای از مراتب قرب است.
مرحوم آخوند این را ذکر نکرده ولی این توجیه اساساً بیمعنی است. چه اولویتی در کار است که حرکت این سنگ را شطرْ شطر کرده، بگوییم مثلًا در