مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١ - اشکال و پاسخ
میلی متر اول، طبیعت به همراه قرب، علت حرکت سنگ است و در میلی متر دوم طبیعت به همراه حرکت، علت برای درجه دوم قرب است؟ این تشطیر کردن بی معناست چون اولویتی در کار نیست. اگر هم تشطیری بخواهد در کار بیاید باید ایندو- یعنی مرتبهای از قرب و مرتبهای از حرکت- هم علت باشند و هم معلول، که چنین چیزی محال است؛ یعنی باید بگوییم طبیعت به انضمام مراتب قرب و بعد، علت مراتب حرکت است و باز طبیعت به انضمام مراتب حرکت، علت مراتب قرب و بعد است. پس لازم میآید مراتب قرب و مراتب حرکت، هم علت و هم معلول یکدیگر باشند.
ثانیاً خود مراتب قرب و بعد چیست؟ شما خیال کردهاید که طبیعت که به سمت پایین حرکت میکند دو کار صورت میدهد؛ یک کار، حرکت است و کار دیگر این است که به مراتب قرب، تجدد میبخشد، در حالی که مراتب قرب چیزی جز مراتب حرکت نیست. مثلًا شما از اینجا به سمت درب مدرسه میروید. آیا شما در آنِ واحد دو کار انجام میدهید، یکی اینکه به سوی درب مدرسه حرکت میکنید و کار دوم شما این است که به درب مدرسه نزدیک میشوید و این دو کار را در عرض یکدیگر انجام میدهید؟! چنین نیست. قرب و بعد امری است نسبی. در باب تقدم و تأخر گفتیم که اگر یک مبدأ خاص و دو نقطه در نظر بگیریم و جسمی از این مبدأ و آن دو نقطه عبور کند، وقتی جسم از یکی از این دو نقطه عبور میکند میگوییم نزدیکتر است و وقتی از نقطه دیگر عبور میکند میگوییم دورتر است. قرب و بعد مفهوم نسبی است. وقتی شیء حرکت میکند دائماً تغییر مکان میدهد و مراتب مکان خود را تغییر میدهد. وقتی مراتب مکان را با درب مدرسه میسنجیم میگوییم فاصله بعضی از این مراتب مکان تا یک مبدأ یا مقصد خاص از برخی دیگر از مراتب مکان بیشتر است یعنی این نسبت چنین است.
پس جسم جز اینکه مکان را طی میکند کار دیگری انجام نمیدهد. قرب و بعد تنها در اینجا «انتزاع» میشود. قرب و بعد مثل فوقیت و تحتیت است یعنی از معقولات ثانیه است نه از معقولات اولیه که در خارج ما بازاء داشته و نیازمند علت باشد. «معقولات ثانیه» اموری انتزاعی هستند. وقتی منشأ انتزاعشان در خارج موجود شود آنها هم قهراً انتزاع میشوند. اربعه که وجود پیدا کند زوجیت قهراً از آن انتزاع میشود نه اینکه امر دیگری غیر از اربعه واقعاً وجود پیدا میکند. پس این