مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - مراتب حرکات به عنوان علل معدّه
تأثیر علت معدّه تنها این مقدار است که به ماده، قابلیت و آمادگی میدهد و لهذا در مورد علت معدّه میگویند «ما یلزم من وجوده و من عدمه المعلول». علت معدّه چیزی است که وجود پیدا میکند و بعد هم معدوم میشود ولی به ماده آمادگی میبخشد.
نقش آن تنها در آمادگی بخشیدن به قابل است نه در ایجاد معلول. ولی علت موجده یعنی علت به وجود آورنده، علتی که فاعل معلول است و وجود معلول از وجود آن ناشی شده است. مثلًا آتش چوب را میسوزاند. چوب اگرتر باشد قابل احتراق نیست. چیزی که به چوب آمادگی میدهد که هر وقت علت به آن برسد کار خودش را انجام بدهد علت معدّه است (گو اینکه آمادگی دادن در اینجا به معنای رفع مانع است بنابراین مثال خوبی نیست).
مرحوم آخوند میگوید مراتب حرکات را، اعم از اینکه آن را یک سلسله بدانیم یا دو سلسله، از نظر علت اعدادی به خوبی میتوان [تصویر کرد]. جسمی که از بالا حرکت میکند، هر مرتبهای از حرکت علت معدّه مرتبه دیگری از حرکت است و لهذا عرض کردیم که این امر را که طبیعت در آنِ اول، مرتبه اول از حرکت را به وجود میآورد ولی مرتبه آخر را به وجود نمیآورد، به نبود علت تامه معلّل میکنیم و میگوییم علت تامه فراهم نیست و ماده باید قابل باشد تا علت تامه وجود پیدا کند.
به عبارت دیگر حرکت در این مکان مشروط به این است که مرتبه قبل قبلًا حادث شده باشد. هر مرتبهای یا درجهای از حرکت، معد برای مرتبه دیگری از حرکت است. این را ما هم قبول داریم.
پس ما تأثیر مراتب حرکات بر یکدیگر را به عنوان یک علت اعدادی انکار نمیکنیم ولی بحث در علت ایجادی یا موجده است که موجبه هم هست. چه بگوییم علت ایجادی و چه بگوییم علت ایجابی تفاوتی نمیکند. نقش علت ایجادی نقش مقتضی (به اصطلاح اصولیین) است. آن است که وجود دهنده به معلول است.
ویژگی «مقتضی» این است که اگر همه شرایط فراهم شود مقتضی اثر خود را میبخشد. تا شرایط فراهم نشده، مقتضی اثر خود را نمیبخشد. حال وقتی شرایط فراهم شد و مقتضی اثر خود را بخشید با اینکه خود مقتضی وجود دارد ولو علت معدّه هم معدوم شده باشد، آیا ممکن است معلول معدوم شود؟ علت اعدادی فقط ماده را مستعد میکند و اگر معدوم هم شود، این عدم تأثیری ندارد. این بود که گفتیم اگر طبیعت ثابت باشد و بخواهد علت حرکت واقع شود لازمه ثبات طبیعت این