مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٥ - حرکت جوهری در آیات قرآن
جوهری نیست. افلوطین در اثولوجیا گفته است که عالَم، حکم یک موجود زنده را دارد و یک نفس و قوه مدبر بر آن حکومت میکند مثل بدن انسان که نفس بر آن حکومت میکند. اگر این نفس وجود نداشته باشد، طبیعت بدن انسان بر گسیختگی و از هم پاشیدگی است. افلوطین از این از هم پاشیدگی به سیلان تعبیر کرده و گفته است اگر نفسی بر عالم حکومت نمیکرد، نظام عالم بر قرار نبود و عالم از هم میپاشید. مرحوم آخوند میگوید مقصود از «سیلان» در اینجا حرکت جوهری است.
ایشان از کلمات زنون اکبر هم جملاتی نقل میکند که هیچ دلالتی بر حرکت جوهری ندارد ولی دأب مرحوم آخوند این است که برای فرار از تنهایی و برای فرار از این ایراد که تو حرفی میزنی که حکما نگفتهاند، کوشش میکند که از هر طریق ممکن شواهدی از حکما و عرفای پیشین بیاورد.
بعد جملهای از محیی الدین نقل میکند. این جمله از جملات منسوب به ارسطو و زنون روشنتر است ولی مراد او هم حرکت جوهری نیست بلکه چیزی شبیه به آن است. عرفا به «تجدد امثال» قائلند که معنایش این است که عالم آناً فآناً نو میشود ولی نه به سبک حرکت. حرکت، تجدد اتصالی است یعنی میان مراتب نو و کهنه، یک وحدت اتصالی حکمفرماست. حرف عرفا بر اساس وحدت اتصالی نیست، بلکه بر این اساس است که آناً فآناً و دائماً تجلیات حق تعالی بر عالم فرو میریزد و عالم دائماً معدوم شده، نو میشود. مولوی میگوید:
هر نفس نو میشود دنیا و ما | بی خبر از نو شدن اندر بقا | |