مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - فصل ٢١
الوحدة و هی مساوقة للوجود و عینه، فإذا کانت وحدته عین کثرة ما بالقوّة أو بالفعل [١] کانت الفائض علیه من الواحد الحق وحدة الکثرة بأحد الوجهین [٢]، و الّذی من الموجودات ثباته عین التجدد هی الطبیعة، و الّذی فعلیته عین القوّة الهیولی، و الّذی وحدته عین الأکثرة [٣] بالفعل هو العدد، و الّذی وحدته عین قوة الکثرة هو الجسم و ما فیه.
فالطبیعة بما هی ثابتة مرتبطة إلی المبدأ الثابت، و بما هی متجددة یرتبط إلیها تجدد المتجددات و حدوث الحادثات، کما أنّ الهیولی من حیث لها فعلیة مّا صدرت عن المبدء الفعال بانضمام الصورة إبداعاً، و من حیث أنّها قوّة و إمکان یستصح بها الحدوث و الانقضاء و الدثور و الفناء، فهذان الجوهران بدثورهما و تجددهما الذاتیتین واسطتان للحدوث و الزوال فی الامور الجسمانیة و بهما یحصل الارتباط بین القدیم و الحادث، و ینحسم مادة الإشکال الّتی أعیت الفضلاء فی دفعه.
[١]. تعبیر مرحوم آخوند در اینجا خالی از مناقشه نیست. ما دو نوع کثرت داریم: کثرت بالقوه (کثرت مقداری) و کثرت بالفعل (کثرت عددی). در مورد کثرت بالقوه این مطلب قابل قبول است که افاضه وجود افاضه حقیقی است اما در جایی که کثرت بالفعل داشته باشیم (مثل عشره) باید بگوییم مراد مرحوم آخوند از افاضه، اعم از افاضه حقیقی و اعتباری است زیرا خود ایشان وجود کل مجموعی را وجود اعتباری میداند.[٢]. یعنی کثرت بالقوه مقداری و کثرت بالفعل عددی.[٣]. «عین الکثرة» صحیح است.