مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - ارادی بودن همه کارهای طبیعی بدن
ارادی بودن همه کارهای طبیعی بدن
آیا امثال مرحوم آخوند به چنین ثنویتی قائل هستند؟ مرحوم آخوند در اینجا مطلبی دارد که بسیار شریف و عمیق است و آن این است که هیچ کاری از کارهای طبیعی در حوزه بدن صورت نمیگیرد مگر به اراده ما. عمل قلب همان اندازه ارادی است که حرف زدن ما ارادی است، ولی اراده نفس به کارهای طبیعی «احَدِی التعلق» است، یعنی یک اراده ثابت، پیوسته و غیرمتغیر است. تفاوت این اراده با ارادهای که در افعال اختیاری داریم این است که اراده در افعال اختیاری «احدی التعلق» نیست بلکه متغیر است. الان اراده میکنم و حرکت میکنم ولی بعد اراده میکنم و میایستم؛ پشت سرش اراده یک کار دیگری میکنم. اگر در کارهای اختیاری مثل راه رفتن وضع موجود را نمیداشتیم و بر راه رفتن، تنها یک اراده از اول عمر تا آخر عمر تعلق گرفته بود راه رفتن مثل همان حرکت قلب میشد.
ممکن است کسی بگوید شما چه دلیلی بر این مطلب دارید؟ شاید مطلب همان طور باشد که دکارت میگوید. یک دلیل فلسفی بر این مطلب همان مسئله اتحاد نفس و بدن است که امکان ندارد بدن در هیچ فعلی، از نفس استقلال داشته باشد.
ثانیاً تجربیات هم این مطلب را ثابت میکند. چرا اشتغال نفس به یک کار حتی مانع یک کار طبیعی میشود؟ در یک جلسه دیگر هم به مناسبتی این مطلب را مطرح کردیم که چرا اگر انسان به یک کار فکری که کاری است ارادی، بهطور دقیق و شدید بپردازد، غذا خوب هضم نمیشود؟ میگویند چون توجه نفس کاملًا به آن کار فکری است. اینکه نفس متوجه امر دیگری باشد چه ارتباطی به هضم غذا دارد که علی الظاهر کار بدن است؟ آیا اگر یکی از آقایان علما سوار الاغ باشد و در یک مسئله علمی عمیقاً غور کند الاغ از راه رفتن باز میماند؟! این به الاغ مربوط نیست؛ الاغ کار خودش را مستقلًا انجام میدهد. بهطور کلی در همه کارهای طبیعی این طور است که اگر انسان از نظر کارهای ارادی فارغ البالتر باشد، بدن کارهای طبیعی خودش را بهتر انجام میدهد. این برای این است که یک نیروست که وقتی به یک طرف متوجه میشود از توجهش به طرف دیگر کاسته میشود.
مرحوم آخوند در اینجا اگرچه تصریح نکرده است ولی ما بعید نمیدانیم که در عبارت دوم که میگوید:«و لها ایضاً ضربان من القوی» میخواهد میان همین قوای طبیعی هم نوعی تفکیک قائل شود؛ یعنی خستگی قوای طبیعی در عضلاتی که