مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - آیا « شر بالقوه » خیر از « شر بالفعل » است؟
صورت را به آن شکل اثبات کردیم چنین اموری محال است و بنابراین چنین چیزهایی نبوده است.
آیا « شر بالقوه » خیر از « شر بالفعل » است؟
در تتمه این فصل، مرحوم آخوند مطلبی را تحت عنوان «وهم و اندفاع» مطرح میکنند که در واقع یک اشکال و جواب است.
[مستشکل] میگوید ما قبول نداریم که هر فعلیتی بر قوه خودش فضیلت دارد.
گاهی بر عکس است؛ یعنی قوه، خیر از فعل است و فعل، شر از قوه است، زیرا خود شر ممکن است بالفعل باشد و ممکن است بالقوه باشد. آیا «قوه شر» بهتر است یا «فعلیت شر»؟ آیا میتوانیم بگوییم فعلیت ظلم اشرف از قوه ظلم است؟.
مرحوم آخوند جواب میدهد که اصل سخن شما درست است ولی اگر همین را خوب تحلیل کنید، میبینید که حتی در اینجا هم در نهایت امر، باز شریت به عدم و قوه بر میگردد و خیریت به وجود و فعلیت.
ما برای توضیح پاسخ مرحوم آخوند باید مطالبی را عرض کنیم. گفتیم فلاسفه میگویند که شرور به اعدام، و خیرات به وجودات منتهی میشوند. تحلیل این امر ساده است و مکرر هم گفتهایم و دیگر تکرار نمیکنیم.
اما در جاهایی مثل اینجا و حتی در مبحث «خیر و شر»، مرحوم آخوند این مطلب را مکرر میگوید که «منشأ همه شرور قوه است». ایشان در مورد هیولای اولی که قوه محض است گاهی چنین تعبیر میکند که هیولی منبع ظلمات و منشأ شرور است و تمام شرور و ظلمات از هیولای اولی سرچشمه میگیرد. این را ممکن است بگوییم از یک نظر درست است، برای اینکه ما دیدیم که شر در جایی است که عدم باشد ولی نه عدم مطلق، بلکه عدم چیزی که شأنیت وجود دارد. اگر چیزی شأنیت وجود نداشته باشد، شریتی هم ندارد، مثل جاهل بودن دیوار که قبلًا توضیح دادیم.
پس این سخن که میگویند شر به عدم برمیگردد ولی عدمی که توأم با قوه باشد و به بیان دیگر عدمی که شأنیت داشته باشد (عدم ملکه) نه عدم مطلق، سخن درستی است.
اگر هر موجودی هرچه نداشت استعدادش را هم نمیداشت، یعنی همه چیز بالفعلِ محض بود، دیگر شری در عالم نمیبود. در شرور اضافی مثل ظلم، وقتی