مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - حرکت، « سیلان حالت » است نه « حالت سیال »
موضوع حرکت قرار دهیم زیرا فرضیه موضوع داشتن حرکت معنایش این است که جسم باید صرف نظر از حرکت قبلًا تحصل داشته باشد. نظریه فلاسفه قبل از ملاصدرا این است که برای تحقق حرکت همیشه باید جسمی وجود داشته باشد و آن جسم باید متحصل بوده و نوعیت آن تمام باشد تا حرکت بر آن عارض شود. پس موضوع داشتنِ حرکت از نظر این فلاسفه به این معناست که جسم باید به نحو تام النوعیه و تام التحصل وجود داشته باشد و بعد حرکت را بپذیرد. دست من که حرکت میکند قطع نظر از این حرکت، یک موجود تام و تمامی است که در مرتبه بعد از تمامیت وجودی خودش، حرکت را قبول میکند. مرحوم آخوند میخواهد بگوید که مطلب [همیشه] از این قرار نیست. ایشان چون حرکت را در درون ذات جسم وارد میکند میگوید جسم به عنوان یک موضوع برای حرکت وجود ندارد. البته برای برخی حرکتها مثل حرکات عرضی جسم موضوع است ولی اساسی ترین حرکات، آن حرکتی است که در جسم است ولی نه به این معنا که جسم موضوع آن حرکت است آنطور که در حرکات عرضی چنین است بلکه به نحو دیگری که بعد آن را بیان خواهیم کرد.
حرکت، « سیلان حالت » است نه « حالت سیال »
قبل از پرداختن به ادامه فصل، نکتهای را در اینجا باید متذکر شویم. مرحوم آخوند در ابتدای فصل میگویند:«لمّا علمت أن الحرکة حالة سیالة لها وجودٌ بین القوة المحضة و الفعل المحض ...». توجه داشته باشید که «حالة» در اینجا نوعی مسامحه در تعبیر است و خود مرحوم آخوند بعدها به این تعبیر ایراد میگیرد که نکته دقیقی هم هست. در اینجا مرحوم آخوند میگوید حرکت یک «حالت سیال» است که وجودش وجود خاصی است؛ نه قوّه خالص است و نه فعلیت خالص (لها وجود بین القوة المحضة و الفعل المحض). معمولًا زیاد به این نحو تعبیر میکنند ولی چنانکه بعداً خواهد آمد این تعبیر (حالة سیالة) دقیق نیست. حرکت «حالت سیال» نیست بلکه «سیلان حالت» است.
یک وقت میگوییم که حرکت حالتی است که سیال است که به این معناست که حالتی است که دارای سیلان است. این تعبیر غلط است زیرا سیلان یعنی خود حرکت. تعبیر دقیق این است که حرکت سیلان حالتی است.
بعد از «الحرکة حالة سیالة»، «لها وجود» آمده است. آیا حرکت یک شیء،