مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - تعبیر « مرجح »
تعبیر « مرجح »
خوب است در اینجا به نکتهای اشاره کنیم. مرحوم آخوند چنین تعبیر کردند که نفس و صورت نیازمند به ماده هستند از آن جهت که ماده مرجحی برای وجود آنهاست.
بهتر این بود که کلمه «مرجح» را در اینجا به کار نمیبردند چون «مرجح» در جایی گفته میشود که نسبت یک شیء با دو شیء مساوی است و یک امری این نسبت را به یک طرف افزایش [و سوق] میدهد. اگر کلمه مرجح را در مورد مقتضی وجودِ شیء در باب علل به کار ببریم درست است، چون مقتضی همان چیزی است که مقتضا را افاضه میکند. شرایط، خصوصاً شرایطی که به قابلیت قابل برمیگردد مثل امکان استعدادی که در اینجا مطرح است، تازه شیء را به سر حدّ امکان میرساند.
گفتیم این گونه ممکن الوجودها ممکن الوجود تعلقی هستند به این معنا که اگر ماده خاصی که امکان استعدادی آن را ندارد موجود نباشد، ممتنع الوجود هستند. پس همه این شرایط که فراهم میشود تازه میرسد به مرحله امکان. پس اگر بگوییم ماده، شرطی است که با آن شرط، امکانِ وجود حاصل میشود بهتر است از اینکه بگوییم ماده «مرجح» است. مرجح در ناحیه علل فاعلی به کار میرود. به هر حال تعبیری است که ایشان کردهاند و مسئله مهمی نیست.