مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٨ - خلاصه پاسخ به اشکال بقای موضوع
همان است که ما آن را متحرک و موضوع مینامیم. اگر حرکت در اعراض واقع شود همراه حرکت که یک امر متصرم است یک امر باقی داریم که آن، جوهر است ولی اگر حرکت در خود جوهر باشد، [همه شیء] تغییر و سیلان است و دیگر امر باقی نداریم زیرا جوهر دیگر موضوعی ندارد.
اگر به این بیان بگوییم، بر خلاف تقریر اول نمیتوان آن را به کیف نقض کرد زیرا در مورد عرض این ایراد وارد نیست. پس بیان اول لغو است و زائد، و ضرورتی ندارد اشکال را به بیان اول بگوییم. کأنه مرحوم آخوند میخواهد بگوید بیان درست اشکال همین تقریر دوم است و بیان اول نظم و سیاق برهان را از بین برده است. خلاصه بیان دوم این شد که اگر نوع باقی است، پس حرکت در جوهر نیست و اگر نوع باقی نیست، پس حافظ وحدت چیست؟ یک موضوع باقی باید داشته باشیم تا ملاک وحدت همه مراتبی باشد که بر این شیء میگذرد.
بنابراین بحث موضوع مطرح است. وقتی چنین است همان جوابهایی که در گذشته دادیم، در اینجا هم میدهیم. پس پاسخ تقریر دوم اشکال طبق آنچه در گذشته گفتیم کاملًا واضح و روشن است. میگوییم در حرکت جوهری هم موضوع باقی داریم. موضوع باقی چیست؟ «ماده مع صورةٍ مّا». ماده متحرک است، ولی ماده همیشه با صورةٌ مّا موجود است.
بعد ایشان میگوید ما این اشکال را به کون و فساد نقض میکنیم. در کون و فساد صور جوهری تغییر میکنند ولی نه به نحو حرکت بلکه به نحو دفعی. میگوییم در کون و فساد موضوع باقی چیست؟ میگویید ماده باقی است. میگوییم در اینجا هم ماده باقی است. آنجا سؤال میشد که ماده که استقلال ندارد و بنابراین صلاحیت بقا ندارد و شما در پاسخ میگفتید «ماده مع صورةٍ مّا» موضوع است. میگوییم مگر از نظر نیاز به یک امر باقی میان کون و فساد و حرکت در جوهرچه تفاوتی هست؟
چرا همان را در اینجا نمیگویید؟ مرحوم آخوند میگوید عجب از شیخ است که این همه بر بقای موضوع در حرکت جوهری اصرار دارد در حالی که خودش در باب کون و فساد این حرف را میزند.
خلاصه پاسخ به اشکال بقای موضوع
برای یادآوری بحثهای گذشته جواب جامعتر را که در گذشته در خلال حرفهای