مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٤ - حرکت، نوعی جامع اضداد
اعتبار توسط امری آنی الحدوث و مستمرّالبقاء است و به اعتبار قطع یک امر ممتد، متصرم و متجددالوجود است که آناً فآناً حادث شده و زایل میشود. چون مقوله با حرکت متحد است مقولهای هم که حرکت در آن واقع میشود به اعتبار انطباقش بر حرکت توسطی یک امر آنی الحدوث و مستمرّالبقاء است و به اعتبار انطباقش بر حرکت قطعی یک امر ممتد و متجدد الوجود است که دائماً در حال حدوث و فناست. ولی گفتیم که حرکت قطعی و حرکت توسطی دو امر جدا نیستند بلکه دو اعتبار از شیء واحد هستند.
لازمه این حرف این است که وقتی شیء مثلًا در مقوله کیف حرکت میکند، هم درست است که بگوییم یک کیف واحد از ابتدا تا انتهای حرکت وجود دارد و هم درست است که بگوییم یک امر واحد ممتد وجود دارد که مراتبش موجود میشوند و فانی میشوند. پس اگر بگوییم یک امر باقی مستمر در عالم طبیعت و عالم حرکت داریم درست گفتهایم و اگر بگوییم هیچ امر باقی در عالم حرکت نداریم باز هم درست گفتهایم، زیرا آن امر باقی همان کلی طبیعی است که از مراتب این امر متجدد انتزاع میشود و گفتیم که در نهایت امر، مرحوم آخوند آن را یک امر مجازی میداند.
مرحوم آخوند میگوید:«فماأعجب حال مثل هذا الوجود!». گویی امور متناقض درباره حرکت صادق است. اگر بگوییم در این «آن» موجود است درست گفتهایم و اگر بگوییم معدوم است باز درست گفتهایم؛ اگر بگوییم باقی است درست گفتهایم و اگر بگوییم زایل است درست گفتهایم؛ اگر بگوییم واحد است درست گفتهایم و اگر بگوییم کثیر است باز هم درست گفتهایم و اینها با یکدیگر تناقض ندارند. وحدت حرکت نوعی وحدت است که با نوعی کثرت مغایرت ندارد. حرکت، کثیری است در عین واحد و مستمری است در عین سیلان، و زوال بالقوهای است در عین فعلیت، و موجودی است در عین معدومیت. مرحوم آخوند میگوید این چقدر عجیب و شگفت است و عجیبتر این است که ما خودمان مصداق آن هستیم. خودمان موجودی باقی و زایل هستیم، موجودی واحد و کثیر هستیم؛ موجودی هستیم که در عین موجودیت معدوم است.
مرحوم آخوند پس از فارغ شدن از این سه مطلب میگوید:«ولْنصرف العنان الی إثبات الحرکة فی الجوهر». ظاهر عبارت این است که ایشان میخواهد وارد براهین