مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - حل اشکال در حرکت کمّی
و نوعی حرکت در ذات و جوهر جسم صورت گرفته است و خود جوهر جسم است که عوض شده است. پس موضوع ثابت در اینجا چیست؟.
شیخ در جواب این اشکال درمانده است و در جواب سؤال شاگرد خود فقط شقوق و احتمالاتی ذکر کرده است: آیا در باب حرکت در کمّ، اساساً قائل به موضوع ثابت بشویم یا نشویم؟ اگر قائل به موضوع ثابت نشویم، آنوقت باید از این مطلب که در هر حرکتی موضوع از نوعی از مافیه الحرکه به نوع دیگر خارج میشود و در مراتب حرکت، انواع متمیزند و حافظ وحدت، موضوع است دست برداریم. ناچار باید بگوییم که اعداد مافیه الحرکه با یکدیگر اختلاف دارند. در این صورت نمیتوانیم بگوییم این اعداد بالقوه هستند زیرا اگر اعداد بالقوه باشند باید موضوعی داشته باشیم که در این مراتب حرکت کند. وقتی موضوعی در کار نیست این مراتب کمیت باید بالفعل باشند. از طرف دیگر چون حرکت مثل هر امر ممتد دیگری تا بی نهایت قابل انقسام است اگر این اعداد بالفعل باشند لازم میآید غیرمتناهی محصور بین حاصرین واقع شود. پس نمیتوانیم بگوییم در حرکت کمّی موضوع ثابت نداریم.
ممکن است بگوییم موضوع در اینجا به تعبیر من مثل آن چیزی است که در مورد اجزای اصلی در معاد میگویند؛ یک جزء اصلی باقی میماند و باقی اجزاء جذب اشیاء دیگر میشود. چه بسا وقتی نبات حرکت میکند یکی از عناصرش ثابت میماند و تغیر در سایر عناصر روی میدهد. شیخ میگوید این یک تحکم است. چه فرقی بین یک عنصر مثل خاک و عنصر دیگر مثل آب هست که شما میگویید یک عنصر ثابت است و عناصر دیگر تغییر میکنند؟.
بعد میگوید بیایید بحث را روی صورت ببریم و در باب نبات بگوییم آن امر ثابت نفس نباتی است و وقتی نبات تغذیه میکند مواد آن تغییر میکند. پس صورت، ثابت و مواد متکثر است. صورت در ابتدا حالّ در مقدار خاصی از ماده است و بعد که به سبب تغذیه، مقداری ماده افزوده میشود این نفس نباتی، صورت ماده دیگر هم هست. شیخ میگوید این هم امر معقولی نیست. هر صورتی حالّ در ماده خاص خودش است و هر مادهای اختصاص به صورتی خاص دارد. امکان ندارد که صورتی متعین در مادهای باشد و بعد بال خودش را روی یک مقدار دیگری از ماده گسترش دهد.