مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - گریزی به یکی از راههای اثبات نفس
بهم بخورد، درون انسان، نفس، قوه حیات (هرچه اسمش را میخواهید بگذارید) تلاش میکند که حالت اولیه را برگرداند. لهذا میگویند طبیب به طبیعت کمک میکند نه اینکه صحت را برمیگرداند؛ صحت را خود طبیعت برمیگرداند.
بالاتر از آن- که البته شاخهای از این مطلب است- این است که در طبیعتِ موجود زنده، چیزی نهاده شده است که نه تنها با حالتهای انحرافی که در موجود زنده پیدا میشود مبارزه میکند و موجود زنده را به حالت تعادل برمیگرداند، بلکه احیاناً اگر موجود زنده در محیطی قرار گیرد که شرایط تغییر کرده باشد و آن تعادل سابق به درد نخورد و نیاز به یک تعادل جدید باشد این نیروی درونی تعادل جدیدی به وجود میآورد. مثلًا فرض کنید در محیط فعلی، بدن به بیست درصد آهن نیاز دارد.
حال به محیطی وارد میشود که در آن به چهل درصد آهن احتیاج دارد و به چهل درصد عنصر دیگر نیازمند است در حالی که در محیط قبلی به بیست درصد آن نیازمند بود. در این هنگام از درون فعالیت آغاز میشود، بدن اضافات را بیرون میریزد و آهن به قدر کافی در خود جذب میکند. آیا این خودش بهترین دلیل نیست بر اینکه در موجود زنده قوهای که «حاکم» بر عناصر مادی است وجود دارد؟
البته هم حاکم است و هم محکوم، چون نفس و بدن مؤثر در یکدیگر هستند ولی این قوه بیش از مقداری که متأثر باشد، مؤثر است.
به هر حال همانطور که حرکات بر دو قسم است، حرکاتی که جمادات دارند نیز بر دو قسم است: حرکت اینی و حرکت غیر اینی. در خصوص حرکات اینی نظر این فلاسفه این است که طبیعت آن وقت حرکت میکند که از آنچه که ملایم ذات اوست خارج شده باشد و حرکت برای برگشت به حالت اول به وجود میآید. مثلًا معتقدند که سنگ از آن جهت به زمین میافتد که از حالت اصلی خودش خارج شده است.
این بحث دامنه داری است که اگر ان شاء اللَّه به اواخر مباحث حرکت رسیدیم در آنجا آن را ادامه خواهیم داد.