مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - راه اول در توجیه بقای موضوع
بحث کنیم.
میتوان گفت که اساساً نیازی به فرض موضوع باقی مستمر نیست، ولی فعلًا فرض مرحوم آخوند این است که نیاز به چنین موضوعی هست.
راه اول در توجیه بقای موضوع
بنای سخن مرحوم آخوند در اینجا بر این بود که موضوع باقی همان ماده اولی است، برای اینکه حرکت در صورت واقع میشود و حرکت در جوهر یعنی تبدل صور جوهری، و این بدین معناست که ماده در مراتب صورت، متغیر و متحرک است. در اینجا این سؤال پیش آمد که مگر ماده فلسفی و هیولای اولی شخصیت و وجود مستقلی دارد تا بتواند باقی باشد و ملاک وحدت در حرکت واقع شود [١]؟ اگر صورت متغیر باشد و ماده باقی باشد این مساوی است با استقلال ماده از صورت.
جواب دادند که ما نمیگوییم ماده جدای از صورت وجود دارد؛ همیشه ماده همراه یک صورتی است. در کون و فسادها که آقایان قائل هستند، ماده همراه با «صورةٌ مّا» است. در کون و فساد صورتها «متبادل» میشوند؛ یک صورت میرود و صورتی دیگر جای آن را میگیرد. پس همیشه ماده در پناه یک صورتی است؛ در پناه آن چیزی است که به آن تشخص میدهد. پس آن که باقی است «ماده مع صورةٍ مّا» است. در باب حرکت، صورتها «متبادل» نیستند بلکه «متبدل» هستند، ولی «متبدل علی نعت الاتصال» هستند، از قبیل تبدل مراتب یک شیء واحد. در حرکت به طریق اولی ماده همیشه همراه صورت است. در هر لحظهای که ماده را در نظر بگیرید در پناه یک مرتبه از مراتب صورت است. پس هیولی همیشه «مع.
[١]. در گذشته گفته شد که ماده اولایی که فلسفه قائل است از خود هیچ تشخص و وحدتی و هیچ بقا و فنایی ندارد مگر به تبع صورت. ماده متشخص است به تشخص صورت، واحد است به وحدت صورت، کثیر است به کثرت صورت، فانی است به فنای صورت و از خود هیچ حکمی ندارد. حتی خود مرحوم آخوند در تعلیقات شفا و یا در اسفار چنین تعبیر کرده است که وحدت هیولای اولی «وحدت مبهمه» است. کلمه مبهم باز تا اندازهای مبهم است. ایشان [در توضیح] میگوید وحدت مبهمه مثل «وحدت جنسی» است. وحدت جنسی در مقابل وحدت شخصی است. پس وحدت هیولی وحدت جنسی است نه وحدت شخصی و لذا با کثرت شخصی منافات ندارد.
البته این مطلب در میان قدما هم مطرح بوده است که وحدت هیولی چه نوع وحدتی است؟ وحدت شخصی است یا وحدت نوعی و یا وحدت جنسی؟ از بعضی حرفهای مرحوم آخوند برمیآید که وحدت هیولی را وحدت جنسی میداند که حاجی میخواهد آن را به نوعی توجیه کند و بگوید که وحدت هیولی از یک نظر وحدت جنسی است و از یک نظر دیگر وحدت شخصی است.