مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥ - توضیح نظریه چهارم
یعنی شیء به عدد آنات دارای «بودن» است. چشم بشر چون این سکونات را احساس نمیکند آن را به صورت یک جریان مستمر میبیند در صورتی که استمراری در کار نیست، بلکه بودنهای جدای از یکدیگر است که در کنار هم قرار گرفتهاند و آن- طبق این قول- همان است که به آن «شدن»، حرکت، جریان و سیلان گفته میشود. این ذهن انسان است که مفهومی به نام سیلان و حرکت ساخته است. در واقع هر حرکتی عبارت است از مجموعی از سکونات متوالی در نقاط متوالی در آنات متوالی. پس حرکت چیزی جز مجموعی از کوچکترین سکونات نیست.
این فرض که معنای حرکت در مقوله، مثلًا «أین»، این است که متحرک در هر آنی در نقطهای از نقاط مسافت وجود دارد به این معنا که در هر آنی فردی «بالفعل» از مسافت را دارد قطعاً باطل و محال است. در این صورت متحرک مثلًا ٣٦٠٠ میلیون بار در ساعت تلبس بالفعل به مقوله أین پیدا میکند. مطابق این قول «للمتحرک فی کل آن فرد من المقولة بالفعل». در اینجا قید «بالفعل» را نباید فراموش کرد. پس حرکت میشود مجموع بودنهای بالفعل که هر بودن جدای از دیگری است و در عین حال این بودنها در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. مطابق این نظریه حرکت ماهیتی غیر از سکون ندارد و در واقع سکونهای پی در پی «حرکت» نامیده شده است.
قبلًا گفتیم که ادله زیادی بر بطلان این نظریه در مورد ماهیت حرکت میتوان اقامه کرد. حرکت نقطه مقابل سکون است. هر حرکتی خودش نوع خاصی از بودن است نه مجموع بودنهای ساکن، که ما از این نوع بودن و وجود به «شدن» تعبیر میکنیم. در فلسفه ما «شدن» در مقابل «بودن» نیست برخلاف برخی فلسفههای غربی که بودن را در مقابل شدن قرار میدهند. برخی از این مکاتب به تبع فلسفه هگل، شدن را جمع میان بودن و نبودن میدانند در حالی که در فلسفه ما سکون نحوهای از بودن است و شدن نحوه دیگری از بودن، و این لازمه اصالت وجود است.
برخلاف آن نظریه که حرکت را مجموعی از بودنها میداند، حرکت تنها یک شدن است ولی یک شدن ممتد که مرکب از اجزاء نیست.
از طرف دیگر آنچه معمولًا تصور میشود که زمان از آنات تشکیل شده است درست نیست. یک ساعت نه ٣٦٠٠ میلیون آن است و نه ٣٦٠٠ میلیارد آن. زمان