مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - توضیح نظریه چهارم
ابتدا سکون را در نظر میگیریم و به حرکت أینی مثال میزنیم. اگر جسم ساکن باشد، آیا دارای مکان است؟ البته چنین است. این جسم اگر یک ساعت ساکن باشد، در همه این یک ساعت یک فرد از مکان را اشغال میکند و در این مدت دارای أین خاص است و این فرد از أین در این مدت معین تغییر نمیکند. حال اگر فرض کنیم این شیء حرکت کند أین آن تغییر میکند و به تعبیر دیگر در أین تغییر میکند. آیا شیء در حال حرکت دارای مکان هست یا نیست؟ مسلماً شیء در حال حرکت باز هم در مکان قرار دارد. با حرکت شیء مکان شیء تغییر میکند و بنابراین در اینجا نه یک فرد از مکان، بلکه افرادی از مکان داریم. پس در اینجا نه میتوان گفت شیء مکان ندارد و نه میتوان گفت که دارای یک فرد از مکان است. در اینجا چه باید گفت؟ فرضهای مختلفی میتوان مطرح کرد که تا آنها را بیان نکنیم فرض مورد نظر کاملًا روشن نمیشود ولی ما در اینجا تنها یک فرض دیگر را مطرح میکنیم.
آن فرض این است که قطعاً افرادی از مکان در اینجا وجود دارد ولی به صورت یک سلسله نقطه. معنای حرکت شیء این است که شیء در هر آن در مکانی قرار دارد و ساکن است و بنابراین حرکت مجموع سکونات است. به عبارت دیگر، حرکت مجموع بودنهاست ولی بودنهایی که کوتاه باشد به طوری که هر بودنی بیش از یک آن نباشد [١].
«آن» یعنی کوچکترین جزء زمان و به عبارت دیگر جزء لایتجزای زمان.
مسافت هم به نوبه خود دارای اجزای لایتجزی است که نقطه نام دارد. مثلًا یک ساعت عبارت است از ٦٠ دقیقه و هر دقیقه ٦٠ ثانیه است و هر ثانیه به عنوان مثال از یک میلیون کوچکترین واحد زمان (آن) تشکیل شده است. پس یک ساعت، فرضاً میشود ٣٦٠٠ میلیون واحد زمان. پس مسافتی که در یک ساعت طی میشود از ٣٦٠٠ میلیون نقطه تشکیل شده است. اگر شیء یک ساعت ساکن باشد به این معناست که در ٣٦٠٠ میلیون آن، در یک نقطه ساکن است اما اگر متحرک باشد معنایش این است که در این مدت در ٣٦٠٠ میلیون نقطه وجود پیدا میکند،.
[١]. [در اینجا و در مثالی که در پاراگراف بعد میآید برای روشن شدن فرض مورد بحث، برای «آن» امتداد فرض شده است. اندکی بعد خواهد آمد که «آن» حد زمان است و دارای هیچ گونه امتدادی نیست.]