مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٤ - فصل ٢٩
حرکتها [١] أخیراً کلّما قرب المتحرک من الحیز الطبیعی، و القسریة یضعف أخیراً کلّما بعد من القاسر و ذلک لأنّ الشیء کلما هو أقرب من مبدء و أصله فهو أشد و أقوی و کلما بعد منه فهو أضعف و أوهن.
و أمّا أنها أشرف منها فلأنها تامة و التام أشرف من الناقص، فالدوریة أشرف من سائر الحرکات. فحینئذ قد ظهر [٢] أنّ الجرم المتحرک بالاستدارة وجب أن یکون أقدم الأجرام و أتمها و أشرفها طبیعة إذ شرف الفعل و تمامه و دوامه، یستدعی شرف الفاعل و تمامه و دوامه فبقوته الممسکة له تحدّد جهات الحرکات الطبیعیة الأینیة المستقیمة و جهات الأبعاد المکانیة کما سیجیء موعد بیانه فی مباحث الجهات و مباحث الفلکیات [٣] إن شاء اللَّه تعالی.
[١]. میگویند در حرکات افلاک شدت و ضعف نیست ولی در حرکات أینی شدت و ضعف پیدا میشود. اینکه شدت و ضعف پیدا میشود یا از ناحیه فاعل است یا از ناحیه غایت.
از ناحیه فاعل به این نحو است که وقتی بر میزان نیروی علت فاعلی اضافه شود حرکت شدت پیدا میکند. اما از ناحیه غایت اینطور است که وقتی شیء متحرک به حرکت طبیعی به غایتش نزدیک میشود بر شدت حرکت که مقصود سرعت است افزوده میشود که امروز هم همین حرف را میزنند. اگر ما سنگی را از ارتفاع چند کیلومتری رها کنیم، به حسب حس ممکن است چنین به نظر برسد که با حرکت یکنواخت حرکت میکند. قدما هم قائل بودند که اگر ما یک شیء را از بالا رها کنیم آناً فآناً بر سرعتش افزوده میشود، چون معتقد بودند که هرچه شیء به غایت خودش نزدیکتر شود جاذبه غایت بیشتر آن را به سوی خودش میکشد. به عکس در حرکت قسری آناً فآناً از سرعت حرکت کاسته میشود. اگر گلولهای را به طرف بالا پرتاب کنیم، سرعتش آناً فاناً کند میشود تا به مرحله سکون میرسد.
ولی در افلاک این حرفها معنی ندارد و در حرکات افلاک شدت و ضعف نیست.
[٢]. از اینجا یک نتیجه دیگر میگیرند. اگر ثابت شد که حرکات فلکیه ادوم و اشرف و اتمّ از سایر حرکات هستند ناچار باید بگوییم جسم فلکی هم اتمّ و اشرف از سایر اجسام است.[٣]. همچنان که گفتیم این مبحث در اسفار نیامده است.