مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤ - اثبات حرکت وضعی دائمی
متحرکها و ساکنها باشد و آن جز حرکت وضعی دائمی (حرکت فلک) چیز دیگری نیست. معنای حرف مرحوم آخوند در اینجا این است که اگر حرکت وضعی مستدیر دائمی در عالم نداشته باشیم، لازم میآید زمان لااقل برای اشیاء ساکن معنی نداشته باشد و حال آنکه اشیاء ساکن هم زمان دارند.
همانطور که آقای طباطبایی در بعضی از حواشی خود بر یکی از فصول آینده گفتهاند این مطلب با مبنای خود مرحوم آخوند جور در نمیآید چون این حرف همان نظر قدمایی مثل شیخ است که معتقدند زمان از حرکت وضعی فلک انتزاع میشود. خود مرحوم آخوند بارها تصریح میکند که زمان از حرکت جوهری طبیعت انتزاع میشود نه از حرکت وضعی فلک. پس اگر حرکت وضعی فلک هم وجود نداشته باشد باز یک زمان مستمر دائم وجود دارد.
در آینده این بحث مطرح خواهد شد که آیا براهین اثبات زمان، ثابت میکنند که در عالم فقط یک زمان داریم یعنی فقط یک حرکت است که منشأ انتزاع زمان است؟ بر این اساس معنی زمانی بودن اشیاء این است که در آن زمان قرار گرفتهاند، حال آن زمان، زمان حرکت وضعی فلک باشد یا زمان حرکت جوهری یا زمان چیز دیگر. در این فرض یک حرکت دائم و غیرساکن و غیرمتوقف در عالم هست و زمان عبارت است از مقدار آن حرکت. این فرض- همچنان که در آینده خواهیم گفت- درست نیست.
فرض دیگر این است که به عدد حرکات موجود در عالم، زمان وجود دارد همانطور که به عدد اجسام عالم کمیت وجود دارد. منتها از میان کمیتها یک کمیت را اعتبار میکنیم برای اینکه مقیاس کمیتهای دیگر واقع شود. این فقط یک اعتبار است و آن مقدار خاص از کمیت هیچ اولویتی ندارد. مثلًا ما یک چهل میلیونیم محیط کره زمین را به عنوان «متر» اعتبار میکنیم و کمیت اشیاء دیگر را با آن میسنجیم. هر چیزی برای خودش کمیتی دارد و این متر [١] در کمیت داشتن با پارچه و یا اندام انسان هیچ تفاوتی نمیکند. منتها از میان مقدارها یکی را به عنوان مقیاس اعتبار میکنیم همچنان که از میان اوزان مقدار معینی مثل کیلو را به عنوان مقیاس اعتبار کرده و وزن اشیاء دیگر را با آن میسنجیم.
[١]. [متر در این جمله به معنای ابزار اندازه گیری است نه واحد اندازه گیری.]