مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - ناتمام بودن ابطال تسلسل از راه تناهی ابعاد
وارد میشوند. یکی از آن دو، راه تناهی ابعاد است که این آقایان به آن قائل هستند. میگویند هر محرکی اگر محرک طبیعی باشد باید در جسمی باشد. این جسم که حرکت میکند اگر محرکش یک امر جسمانی باشد و خود آن قوه جسمانی هم محرکی داشته باشد که آن محرک هم متحرک باشد باید طبیعی و جسمانی باشد.
پس آن هم باید در جسم دیگری وجود داشته باشد. باز آن هم اگر محرکش متحرک باشد باید در جسم دیگری وجود داشته باشد و همینطور. بنابراین لازم میآید بُعد، غیر متناهی باشد. پس اگر این سلسله به محرک غیر متحرک منتهی نشود باید ابعاد بینهایت وجود داشته باشد و چون عقیده این فلاسفه این است که ابعاد، آخرالامر متناهی است بنابراین متحرکات هم باید متناهی باشند؛ یعنی این سلسله به یک محرک متحرک میرسد که دیگر نمیشود محرک این متحرک جسمانی باشد. این یک برهان.
این برهان قابل خدشه است. اولًا مسئله تناهی ابعاد اثباتش به این سادگی نیست.
ثانیاً از راههای دیگر هم میشود در این برهان خدشه و مناقشه کرد ولی ضرورت ندارد که ما وقتمان را صرف این قضیه کنیم. میرویم سراغ برهان دیگری که برهان اصلی است.
این برهان، برهان معروف به «وسط و طرف» است: برهان وسط و طرف کاری به خصوص اجسام ندارد بلکه به علل و معلولات مربوط است، میخواهد جسمانی باشد یا غیر جسمانی. این برهان اثبات میکند که سلسله علل و معلولات در نهایت امر باید متناهی باشند. اگرچه از ظاهر عبارت آقای طباطبایی برمیآید که این برهان را اولین بار بوعلی اقامه کرده است ولی قبل از بوعلی، فارابی این برهان را اقامه کرده و بلکه قبل از فارابی، ارسطو آن را اقامه کرده است. در میان براهین امتناع تسلسل علل، یگانه برهانی که از ارسطو رسیده است همین برهان وسط و طرف است و مرحوم آخوند هم به این برهان فوق العاده اعتنا دارد و در مباحث امتناع تسلسل در باب علت و معلول گفته است:«هذا اسدّ البراهین فی هذا الباب.» این برهان بیانش چیست؟ در جلسه بعد درباره آن بحث خواهیم کرد.