مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - بیانی دیگر از اشکال فوق در قالب سه فرض
المنتهی» تعریف کردید. در واقع شما میگویید وقتی که جسم از مبدأ به سوی منتها حرکت میکند، در هر آنْ در حدی از این مسافت است. در این آنْ در این حد است و در آنِ بعد در حد دیگر. شما از این، یک مفهوم کلی انتزاع کردید و گفتید «بودن جسم در مجموع این آنات در مجموع این حدود» همان معنای «کون الجسم بین المبدأ و المنتهی» است. پس این حصولات آنیه هرکدام یک فرد است و «حصول بین مبدأ و منتها» کلیای است که منطبق بر این افراد میشود و شما این کلی را که در واقع متکثر به تکثر افراد است به منزله یک شیء واحد مستمر در نظر گرفتید.
گفتیم این درست مثل این است که به دلیل اینکه همیشه افراد انسان، از زمان انسان اولیه تا امروز، در روی زمین وجود داشتهاند و دائماً آمدهاند و رفتهاند، کسی ادعا کند پس «انسان بما هو انسان» چندین هزار سال است که در روی زمین باقی است که توضیح دادیم که این ادعا صحیح نیست. انسانهایی وجود پیدا کردهاند و از بین رفتهاند و انسانهای دیگر وجود پیدا کردهاند به گونهای که نسل انسان هیچ گاه قطع نشده است. با این حال چیزی به نام «انسان بما هو انسان» که از زمان انسان اولیه تا امروز باقی باشد نداریم.
بیانی دیگر از اشکال فوق در قالب سه فرض
چنانکه عرض کردیم مرحوم آخوند این ایراد را ذکر میکند ولی بعد میخواهد این ایراد را جواب بدهد. حال ما این ایراد را مقداری تشدید میکنیم که با این تشدید، دیگر هیچ گونه نمیشود به این ایراد جواب داد و آن این است که آیا مصداق حرکت توسطی که شما آن را کلی در نظر میگیرید «حصولات آنیه» است یا «حصولات زمانیه»؟ مرحوم آخوند در جوابی که به ایرادی که خودش ذکر کرده میدهد ایندو را با یکدیگر خلط کرده است در صورتی که ایندو نمیتواند یکی باشد.
یک وقت میگوییم حرکت توسطی یک امر بسیط است که مصداقش عبارت است از حصول جسم در یک آنِ معین در یک حد از مسافت، یعنی مصداقش مجموعی از این حصولات آنیه است. اگر این را بخواهیم بگوییم سؤال این است که آیا این حصولات آنیه، حصولاتی واقعی هستند و وجود واقعی و بالفعل دارند یا اموری فرضی هستند؟