مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨ - بیانی جدید از برهان گذشته
کند. این مثل این است که میگوییم خط به اجزای بالقوه غیرمتناهی قابل تقسیم است. هرچه در تقسیم خط جلو برویم به جایی منتهی نمیشود ولی این غیر از این است که خط دارای اجزای بالفعل غیرمتناهی است. وقتی میگوییم شیء دارای ماهیات غیرمتناهی بالقوه است یعنی غیرمتناهی ماهیت، قابل انتزاع است.
حال مرحوم آخوند میگوید اگر ماهیت اصیل باشد معنایش این است که وجود امری اعتباری است. از طرف دیگر تشکیک در ماهیت هم جایز نیست. بنابراین در حرکت اشتدادی لازم میآید که ماهیات غیرمتناهی تحقق بالفعل داشته باشند که گفتیم چه این تحقق در زمان باشد و چه در آن، در هر دو صورت محال است. اما اگر اصالت با وجود باشد ماهیت امری اعتباری میشود. پس یک وجود واحد است که ماهیات غیرمتناهی از آن قابل اعتبار است.
بهطور خلاصه مرحوم آخوند میگوید که اولًا: تشکیک در ماهیت محال است.
ثانیاً: در حرکت اشتدادی، موضوع دائماً از نوعی به نوع دیگر خارج میشود. ثالثاً:
این انواع یا بالفعلاند یا بالقوه، و اگر بالفعل باشند محال لازم میآید. حال اگر قائل به اصالت ماهیت شویم چارهای نداریم جز اینکه انواع را بالفعل بدانیم که در این صورت لازم میآید انواع غیرمتناهی بالفعل محصور بین حاصرین واقع شوند. اما اگر اصالت با وجود باشد ماهیت امری انتزاعی و اعتباری میشود و یک وجود واحد ممتد متصل مشتدّ داریم که از آن، ماهیات غیرمتناهی قابل انتزاع است.
پس اشتداد دلیل بر اصالت وجود است؛ یعنی تنها با اصالت وجود و نه با اصالت ماهیت اشتداد قابل توجیه است. یا باید بگوییم اصالت با ماهیت است و اشتداد در عالم نداریم و یا باید بگوییم اشتداد وجود دارد و ماهیت اصیل نیست. چون اشتداد در عالم هست و همه قبول دارند که اشتداد و تکامل در طبیعت هست بنابراین اصالت با وجود است. تا اینجا تکرار بحث گذشته با بیانی جدید بود [١].
[١]. سؤال: چگونه است که براساس تحلیل مرحوم آخوند تتالی آنات پیش نمیآید ولی در اینجا تتالی آنات پیش میآید؟.
استاد: حرف مرحوم آخوند این است که ماهیت بالقوهای در آنِ بالقوه داریم؛ یعنی آنات را بالقوه و ماهیات را نیز بالقوه میداند. به بیان دیگر اگر ماهیتی اعتبار کنیم یک آن هم اعتبار میکنیم و اگر دو ماهیت اعتبار کنیم دو آن اعتبار میکنیم. پس هردو امر اعتباری است. اما اگر کسی گفت آنچه در «آن» است بالفعل است دیگر نمیتواند «آن» را بالقوه بداند.
سؤال: پس چطور مرحوم آخوند در مورد حرکت همین حرف را میتواند بگوید؟.
استاد: ایشان مراتب را بالقوه میداند نه بالفعل. حرکت، واحد متصل است که شما برای آن، مراتب انتزاع میکنید. آخوند که حرکت را مجموع اجزاء بالفعل نمیداند. اگر شیئی را بالقوه بدانیم ظرفش هم بالقوه است، یعنی اگر چیزی را اعتباری بدانیم ظرفش هم اعتباری است و اگر امری را بالفعل و عینی بدانیم ظرفش هم بالفعل و عینی است. اگر بگوییم دو ماهیت تحقق بالفعل دارند ناچاریم برای آنها دو آن یا دو زمان بالفعل داشته باشیم.
سؤال: آیا از نظر مرحوم آخوند ماهیت در طول حرکت ثابت است؟.
استاد: اگر ایشان میگوید ماهیت ثابت است، مراد ماهیت جنسی است؛ یعنی انواع متبدل میشوند ولی اصل مقوله ثابت است نه اینکه انواع ثابت باشند.