مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
مقایسه با وجود خارجی وجود ذهنی است، ولی بدون مقایسه با وجود خارجی، خودش، وجود خارجی است. پس یکی از این دو قسم، یعنی وجود خارجی، به اعتباری بر قسیم خودش صادق است. این یک مثال.
در تقسیم دیگر میگوییم: «الوجود علی قسمین: إما بالقوه و إما بالفعل». وجود بالقوه آن است که ممکن است آثار بر آن مترتب شود و وجود بالفعل آن است که قبلًا در مرتبه امکان بوده و بعد به مرتبه فعلیت رسیده است. هرچه که در وجود بالفعل هست فقط امکانِ شدن آن در وجود بالقوه هست؛ وجود بالقوه غیر از امکانِ شدن، چیز دیگری نیست. پس هر وجود بالقوه نسبت به وجود بالفعل، بالقوه است، ولی آیا وجود بالقوه در بالقوه بودنش هم بالقوه است یا بالفعل؟ وجود بالقوه در بالقوه بودنش فعلیت دارد. پس باز میبینیم وجود به دو قسم تقسیم میشود که در عین اینکه به اعتبار مقایسهای (چون تقسیمات وجود همه نسبی و مقایسهای است) تقسیم صحیح است به اعتبار دیگر یکی از دو قسیم شامل دیگری میشود.
تقسیم وجود به واحد و کثیر هم همینطور است. هر کثیری در مقایسه با واحدی که طرف تقسیم آن قرار گرفته کثیر است ولی همان کثیر در مقایسه با شیء دیگر واحد است. مثلًا اگر «عشره» را در مقابل واحد قرار دهیم، کثیرِ این واحد است، ولی آنگاه که عشره را در مقابل صد قرار میدهیم که عبارت است از ده عشره، در این حالت در هر عشرهای وحدت افتاده است. پس عشره در عین اینکه کثرت واحدهای طبقه اول است، خودش نسبت به آحادی که از عشرات به وجود میآید متصف به صفت واحد میشود: یک عشره، دو عشره، سه عشره. پس هر کثیری با اینکه در مقابل واحد قرار میگیرد، در مقایسه با واحدهای دیگری از نوع خودش، متصف به واحد میشود.
ویژگی مذکور و مسئله ربط متغیر به ثابت
عین این مطلب در مورد ثبات و تجدد هم صادق است و پاسخ اشکالاتی که برخی حضار مطرح کردند در همین نکته است وای کاش مرحوم آخوند این مطلب را در اینجا بیش از این تشریح میکرد. وجود تقسیم میشود به متجدد و ثابت.
میخواهیم ببینیم این تقسیم مطلق است یا نسبی، به همان معنایی که توضیح دادیم.
آیا هرچه که متغیر شد بهطور مطلق متغیر است و یا هر متغیری از یک لحاظ متغیر و