مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - خلاصه پاسخ به اشکال در مورد وجود تدریجی
شیء در آنْ وجود دارد ابتدا ندارد. اما ابتدا دارد به این معنا که در زمان وجود دارد نه در آن، و وجودش حدی دارد که منطبق بر حد زمان است نه اینکه وجودش منطبق بر «آن» است. وجودش در آنْ نیست بلکه در زمان است چون دارای کشش است. ابتدای وجودش یعنی حد وجودش بر حد زمان منطبق است. یک چوب یک متری را که بر متر منطبق میکنید تمام وجود این چوب منطبق بر تمام وجود آن متر است و نهایت این منطبق است بر نهایت آن. ولی این چوب در نهایت خودش که وجود ندارد؛ نهایت، امر عدمی است، یعنی عدم این منطبق است بر عدم آن؛ حد این منطبق است بر حد آن.
خلاصه پاسخ به اشکال در مورد وجود تدریجی
پس مغالطهای که شما کردهاید از اینجا آغاز میشود که گفتید این امر که حادث میشود آیا ابتدا دارد یا ابتدا ندارد؟ کسی جرأت نمیکرد بگوید ابتدا ندارد چون مثل ماهی میشد که غرّه و ابتدا نداشته باشد. وقتی گفتیم ابتدا دارد گفتید «ابتدا» منقسم است یا غیر منقسم؟ [پاسخ به این] مغالطه این است که «ابتدا» دو معنا دارد: یکی ابتدا به آن معنا که در امور دفعی الحدوث و زمانی البقاء به کار میبریم، یعنی آنِ وجود، آنِ حدوث. به این معنا امور تدریجی الحدوث ابتدا ندارد. دیگر، ابتدا به معنای اینکه امر تدریجی الحدوث در زمان وجود دارد و حدش منطبق بر حد زمان است و نهایتش که عدم آن است نه وجود آن، بر نهایت فرضی زمان منطبق است. به این معنا امور تدریجی الحدوث ابتدا دارد. بدین ترتیب اشکال از ریشه برطرف میشود.
وجود امر تدریجی الحدوث نه در خارج و نه در ذهن هیچ اشکالی ندارد و به هیچ مانعی بر نمیخورد. بنابراین برهان فخر رازی حتی حرکت به معنای قطع را هم نمیتواند رد کند و حرکت به معنای توسط را بعد باید دقیقاً ببینیم که چیست. البته روشن شدن سخن میرداماد متوقف بر این است که قبلًا حرکت توسطیه و حرکت قطعیه درست تبیین شده باشد که در فصل بعد به آن میپردازیم. غرضم این است که اگر ابهامی هم در اینجا در حرف میرداماد باقی مانده است در فصل بعد رفع میشود.