مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٧ - فصل ٢٨
الإشارة أنّ ما وجوده مشابک لعدمه و بقاؤه متضمن لدثوره یجب أن یکون أسباب حفظه و بقائه بعینها أسباب هلاکه و فنائه و لهذا کما أسند الحفظ إلی الرسل أسند التوفی [١] إلیهم بلاتفریط فی أحدهما و إفراط فی الأخری.
[١]. بعضی توفّی را اشتباهاً از ماده فوت گرفتهاند و «اللَّه یتوفّیکم» را به «خدا شما را فائت میکند و از بین میبرد» ترجمه کردهاند. «توفّی» از ماده وفا (وَفَی) است. وفا و استیفاء یعنی چیزی را بتمامه تحویل گرفتن. بنابراین، این آیه شریفه به این معناست که خدا شما را به تمام وجود تحویل میگیرد. این است که یکی از ادلّه روح در قرآن همین آیات توفّی است. خداوند میخواهد بفرماید که با مردن، انسان پایان نمیپذیرد بلکه مردن مساوی است با تحویل گرفتن و به تمام وجود گرفتن و بردن.
آیهای هست در سوره سجده آمده است که آقای طباطبایی در تفسیر المیزان استنباط شیرین و خوبی از آن دارند. خداوند از قول کفار چنین نقل میکند: «أإذا ضللنا فی الارض أإنّا لفی خلق جدید» آیا بعد از آنکه ما در زمین گم شدیم، تمام هستی ما تکه تکه شده و هر ذرهای از آن به جایی پراکنده شد، باز دوباره خلق میشویم؟! قرآن به شکل عجیبی جواب میدهد. با اینکه قرآن مسئله جمع کردن ذرات را در جاهای دیگری بیان کرده است ولی در اینجا چون سخن سر «ضللنا» و گم شدن است به این نحو جواب میدهد:
«قل یتوفّیکم ملک الموت الذی وکل بکم». چه تناسبی است بین اینکه «تمام ذرات ما در عالم پراکنده شده» و این جواب که «بگو ملک الموت به تمام وجود شما را اخذ میکند»؟ نمیفرماید خداوند در قیامت ذرات را جمع میکند، آن به جای خود، بلکه میگوید بگو ملک الموت شما را به تمام وجود و شخصیت تحویل میگیرد.
معنای این سخن این است که تو «من» ات را اشتباه کردهای. آیا خیال کردهای که اگر ذراتت پراکنده شد تو پراکنده شدهای؟! همان لحظهای که میمیری «خودت» را به تمام وجود گرفته و میبرند. آنچه که پراکنده میشود تو نیستی.