مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - شبهه فخر رازی درباره وجود حرکت
- عالم در هر آن به تمام وجودش «نیست» میشود و در آن بعد به تمام وجود «هست» میشود. در مقام تشبیه مثل این نور چراغ است، البته یک امر علمی با یک مفهوم فلسفی [و عرفانی] خیلی فرق میکند. نور چراغ را الآن ما به حسب حس یک امر مستمر میبینیم و خیال میکنیم که از وقتی که آمدیم و تا حال که نشستهایم شیئی که نام آن ضوء و روشنایی است در این اتاق وجود داشته و از اولی که این چراغ روشن شده همان روشنایی وجود دارد، حال آنکه علم به ما میگوید این نور آناً فآناً روشن و خاموش میشود ولی چون فاصله این روشنایی با آن روشنایی از یک [شانزدهم] ثانیه کمتر است هنوز آن روشنایی اول که در چشم ما منعکس است زایل نشده که چراغ بار دوم روشن میشود و لذا روشنایی را مستمر میبینیم و الّا در واقع چیز مستمری نیست.
پس حرف فخر رازی این است که این مسئله وجود تدریجی را باید برای همیشه کنار بگذاریم. در واقع ما حس میکنیم، خیال میکنیم که حرکت وجود تدریجی است. مثلًا اگر یک شیء در مکان «حرکت اینی» میکند و از نقطهای به نقطهای میرود ما میگوییم یک وجود متصل تدریجی در اینجا هست در حالی که اینطور نیست. این را اگر تجزیه کنیم، به میلیونها «بودن» تجزیه میشود و هیچ شدنی وجود ندارد. خروج تدریجی از قوه به فعل را که نفی کنیم «شدن» دیگر نفی شده است. از اینجا تا آنجا که شیء حرکت میکند شما خیال میکنید که این یک «عین واحد شخصی تدریجی الوجود» است. آنها که قائل به «شدن» هستند این حرف را میزنند (البته اگر معنای حرف خودشان را دقیقاً بفهمند). ولی آنها که مثل فخر رازی منکر خروج تدریجی از قوه به فعل هستند میگویند اینطور نیست، شیء از اینجا تا آنجا که حرکت میکند میلیونها بار «بودن» پیدا میکند: یک بودن در این نقطه پیدا میکند، بودنی در نقطهای دیگر و نقطهای دیگر، و این بودنها در جوار یکدیگر قرار گرفتهاند [١].
اینجاست که دو نظر کاملًا مختلف و متباین در باب حرکت و زمان پیدا.
[١]. سؤال: آیا همین که عدمی بین آنها فاصله نشده است برای اتصال کافی نیست؟.
استاد: نه، کافی نیست. بین این دو انگشت عدمی فاصله نشده، اما این برای اتصالشان کافی نیست.
فرق است بین اینکه این دو تا یکی باشد یعنی جسم، واحد متصل باشد یا دو جسمی باشد که به یکدیگر متصل- به معنای اضافی که در منظومه خواندهاید- باشند.