مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٦ - نفی استبعاد از حرکت جوهری به چهار وجه
قائل نیست.
نفی استبعاد از حرکت جوهری به چهار وجه
مرحوم آخوند به چهار نحو به این استبعاد پاسخ میدهند. اولًا متَّبَع برهان است یعنی انسان باید تابع برهان باشد نه تابع اقوال. ما باید خودمان را تابع دلیل کنیم نه اینکه چون کسی نگفته است پس ما هم نگوییم. میگویند: «نحن ابناء الدلیل نمیل حیث یمیل». مرحوم آخوند در مباحث «جواهر و اعراض» مسئلهای نظیر این مسئله را طرح میکند. معمولًا در هر زمانی بعضی از مردم در مورد افکار تازهای که معاصرین میآورند چنین میگویند که این حرفهایی که شما میزنید هیچ کس نگفته است و بنابراین حرف شما درست نیست. ایشان آنجا مثَل بسیار خوبی ذکر میکند. میگوید انسان خوب است در مسائل علمی هم مانند مسافر باشد نه مانند قاطن و ساکن.
بعضی در مسائل علمی مانند کسانی هستند که جایی را برای مجاورت انتخاب کردهاند. اگر به یک فرد «مجاور» گفته شود که چرا از آنجا نمیرود میگوید ما در جوار حضرت هستیم و نمیخواهیم از اینجا دور بشویم. بعضی، مسائل علمی را در حکم جوار حضرت قرار دادهاند و نمیخواهند از جوار مسائلی که به آنها خو گرفتهاند جدا بشوند. ولی بعضی دیگر حکم مسافر را دارند که مرتب از شهری به شهری منتقل میشوند. یک شهر را که تماشا میکنند قانع به آن شهر نیستند، باز به شهر دیگری میروند.
ایشان یک مطلب دیگر هم میگویند که نکته خوبی است. میگویند هیچ وقت آدم عاقل بدون دلیل با سخن بزرگان و سخن مشهور مخالفت نمیکند. این یک حالت افراطی است که بعضیها اساساً «بیماری تازه گویی» دارند و همینطور یک حرفهایی ولو بیمبنا هم باشد مطرح میکنند. مرحوم آخوند میگوید ما بدون دلیل از سخن جمهور عدول نکردهایم. این اولًا.
ثانیاً، ما میتوانیم این سخن حکما را که امر غیر قارالذات را منحصر در زمان و حرکت دانستهاند و طبیعت را ذکر نکردهاند توجیه کنیم به طوری که با حرف ما منافات نداشته باشد. آن توجیه این است که یک وقت سخن درباره ماهیت است.
اموری که در ماهیت و مفهوم آنها عدم قرار خوابیده و در تعریف آنها عدم قرار اخذ شده است، تنها حرکت و زمان است. ما که میگوییم طبیعت غیر قارالذات است