مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - رفع استبعاد در مورد « صورةٌ مّا »
همچنان که کل آنها مصداق یک ماهیت است هر جزئشان هم مصداق همان ماهیت است، برخلاف کلهای دیگر که لازم نیست که جزء، مصداق همان ماهیتی باشد که کل مصداق آن است. مثلًا کل یک فرد انسان مصداق انسان است ولی از این امر لازم نمیآید که مو، دست یا پای انسان هم مصداق انسان باشد. اینها مصداق جزء انسان هستند نه مصداق کل انسان.
با پیدایش و حدوث حرکت، «حرکةٌ مّا» یعنی کلی حرکت وجود پیدا میکند. در اینجاگو اینکه مراتب حرکت دائماً حادث و فانی میشوند ولی این کلی حرکت یا حرکةٌ مّا از همان آنِ اول در ضمن همین افرادی که متدرج هستند و علی الاتصال حادث و فانی میشوند، یعنی در ضمن افراد آنیهای که بالقوه هستند وجود پیدا میکند.
حرکت با مقولهای که حرکت در آن واقع میشود وجوداً یکی است. پس چون یک حرکةٌ مّا از ابتدا تا انتهای حرکت وجود دارد که نامش حرکت توسطی است، در حرکت جوهری یک صورةٌ مّا از ابتدا تا انتهای حرکت وجود دارد. این صورةٌ مّا در هر آنی با مرتبهای از صورت متحد است و «ماده با صورةٌ مّا» موضوع است برای حرکت در صور خاصه.
رفع استبعاد در مورد « صورةٌ مّا »
در اینجا مرحوم آخوند احتجاج و در واقع جدل میکند؛ یعنی از گفتههای خود آقایان دلیل میآورد و میگوید شما نباید از این صورةٌ مّا که ما در اینجا میگوییم وحشت کنید، چون خودتان همین را در باب کون و فساد گفتهاید و بالاترش را گفتهاید و تصور آنچه شما گفتهاید از آنچه که ما در باب حرکت میگوییم به درجاتی مشکلتر است.
توضیح اینکه امثال شیخ که منکر حرکت در جوهر هستند، قائل به کون و فسادند؛ میگویند یک صورت فاسد میشود و صورت دیگر کائن میشود، نه اینکه صورتها به یکدیگر متصلند و یک واحد را تشکیل میدهند تا بشود حرکت.
صورتی که در ماده است معدوم میشود و صورتی دیگر در ماده حادث میشود. در اینجا این سؤال برای فلاسفه از قدیم مطرح بوده است که آیا ماده واحد است یا کثیر؟ گفتهاند ماده در ذات خودش نه واحد است و نه کثیر و در وحدت و کثرت تابع