مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - دو معنای « ابتدا »
همان جزء را به دو قسمت تقسیم کنیم، تقسیم میشود به موجودی و معدومی [١] ... [٢].
پس جواب آن اشکالی که میگفت «آیا حرکت به تمام وجودش موجود است یا به بعضی از وجودش و آیا آن جزئی که باقی مانده، عین همان است که موجود است یا غیر آن»، این است که آن که معدوم است با آن که موجود است متصل واحد هستند، یک کشش هستند. به این اعتبار که نگاه کنیم همه آن را در زمان میبینیم، همه یک چیز هستند. اما اگر هر جزئی را جدا در نظر بگیریم و تجزیه کنیم این جزء در آنجا وجود ندارد و آن جزء هم در اینجا وجود ندارد. امر زمانی یعنی یک وجود ممتد به امتداد زمان. ابتدای وجودش بر ابتدای این زمان و انتهای وجودش بر انتهای آن منطبق میشود.
دو معنای « ابتدا »
حال سراغ «ابتدا» میرویم. میگوید ابتدا دو معنا دارد و شما ایندو را با یکدیگر اشتباه کردهاید. گاهی مقصود از ابتدا آنِ حدوث شیء است یعنی آنی که حدوث شیء در آن «آن» واقع میشود که این در امور دفعی الوجود است. امور دفعی الوجود چنین ابتدایی دارند. اگر من این سنگ را پرتاب کنم تا به آن دیوار برسد، «رسیدن» در «آن» صورت میگیرد، یعنی وجود وصول در آنْ حادث میشود و بعد هم استمرار پیدا میکند. ولی در امور زمانی «ابتدا» به معنای نهایت شیء و حد شیء است. شما اگر پارچهای را بر یک متر [٣] منطبق کنید ابتدای این پارچه که بر ابتدای آن متر منطبق میشود نه تمام وجودش است و نه جزء وجودش بلکه حد آن است.
پس فرق است میان ابتدای وجود شیء به معنای حد وجود شیء که منطبق بر «آن» یعنی حد زمان میشود و میان ابتدای وجود به معنای تمام وجود شیء در آنْ.
پس در جواب این سؤال شما که گفتید حرکت که حادث میشود آیا ابتدا دارد یا ندارد، میگوییم به یک معنا ابتدا دارد و به معنای دیگر ابتدا ندارد. به این معنا که.
[١]. سؤال: پس ما در عالم در هیچ جا وجود آنی نداریم چون این تقسیم را همه جا میتوان انجام داد.
استاد: در اینجا که وجود زمانی داریم وجود آنی نداریم. اگر وجود آنی داشته باشیم، در امور غیر زمانی داریم که بعد خواهد آمد که چه اموری آنی هستند.
[٢]. [افتادگی از اصل نوار است.][٣]. [ «متر» به معنای یک نوع وسیله اندازه گیری نه واحد اندازه گیری.]