مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٩ - دو نوع طبیعت انسانی
که دو نیروی متضاد دائماً در حال تصاحب این حرکت هستند. مثلًا وقتی دست از یک طرف حرکت میکند یک نیرو سبب این حرکت است و وقتی در جهت مخالف حرکت میکند نیروی دیگری سبب آن است. این امر چگونه صورت میگیرد؟
میگفتند اگر دست به کلی لمس و فلج شود، در این حالت رابطه میان نفس و قوای طبیعی دست به کلی قطع شده است و طبیعت، همان حالت اولیه خودش را پیدا کرده است به این معنا که دست مثل یک جسم عادی میشود که با قوه ثقل به روی زمین میافتد. دست فلج، دیگر اطاعت نفس را نمیکند و این ارتباط که شخص اراده کند و اعصاب به تبع این اراده به حرکت درآیند دیگر برقرار نیست. اما حالت رعشه یک حالت بینابین است از این جهت که نوعی خلل در رابطه میان نفس و طبیعت پیدا میشود. طبیعت از چنگال نفس رها میشود و یک حرکت پیدا میشود؛ نفس دوباره به طبیعت چنگ میاندازد و میخواهد آن را در اختیار بگیرد و لذا حرکت دیگری پیدا میشود. بر اثر کشمکش میان نفس و طبیعت، دو حرکت متضاد پدید میآید. این فرضیهای بوده است که اطبای قدیم میگفتند. مستشکل میگوید اگر قرار است که طبیعت مسخر نفس باشد و آنچه که طبیعت انجام میدهد به مقتضای ذات خودش باشد این تنازع و کشمکش میان نفس و طبیعت برای چیست؟ این دو ایراد در مورد اعیا و رعشه در اینجا مطرح شده است.
دو نوع طبیعت انسانی
اینجا مرحوم آخوند روی مسلک خودش جواب میدهد [١]. البته ممکن است جواب دیگری هم داشته باشد که بعد عرض میکنم.
ایشان میگوید ما دو طبیعت داریم. (این مسئله اگر در اینجا مسئله مهمی نباشد، در مباحث معاد مسئله مهمی است.) یک نوع طبیعت، طبیعتی است که مُسخَّر نفس است «طوعاً» و دیگر طبیعتی است که مسخر نفس است «کرهاً». یک طبیعت، طبیعتی است که منبعث از ذات نفس است، مُنشَأ و معلول خود نفس است و یک طبیعت، طبیعتی است که معلول نفس نیست، بلکه به نحوی مرتبط و متحد با نفس.
[١]. [در این جلسه تنها به اشکال در مورد اعیا پرداخته شده است ولی کل ایراد و پاسخ در مورد مسئله اعیا و نیز رعشه در جلسه بعد به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.]