مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١ - اشکال مشترک در حرکت کمّی و حرکت جوهری
است و فرق میان جسم که جوهر است و کم که عرض است یک فرق ذهنی است از قبیل فرق میان مبهم و متعین یا مطلق و مقید.
ما در خارج، انسان عالم و انسان غیرعالم، انسان سفید و انسان غیر سفید داریم ولی انسان مطلق در خارج نداریم. بله، قید چیز دیگری است:«تقیدٌ جزء و قیدٌ خارجی». فرق مطلق و مقید فرق ذهنی است؛ یعنی یک شیء را گاهی مطلق اعتبار میکنیم و گاهی مقید. جسم عبارت است از جوهری که قابل ابعاد سه گانه است بدون اینکه تناهی یا عدم تناهی را در نظر بگیریم، و به فرض تناهی بدون اینکه تناهی در حد خاصی را در نظر بگیریم. همان صرف جسم را که مبهم در نظر میگیریم میشود جوهر. عروض تعین برای امر مبهم، در عقل است.
این است که میگوییم کمیت، عرض تحلیلی یعنی عرض عقلی است. جسم تعلیمی که کمیت است و جسم طبیعی در خارج عیناً یک چیز هستند و فرقشان صرفاً ذهنی و تحلیلی است. پس اینکه میگوییم وقتی جنین رشد میکند جوهر در جسم تعلیمی خودش حرکت میکند، این جسم تعلیمی در خارج، همان خود جسم است. پس در خارج فرقی میان جسم و کم نیست و حرکت در این عرض در واقع حرکت در خود جسم است و بنابراین در حرکت کمّی، هم موضوع و هم مافیه الحرکه خود جسم است. پس اشکال در حرکت کمی با اشکال در حرکت در جوهر یکی میشود و موضوعی باقی نمیماند. این است که شیخ درمانده است که موضوع را چه چیز قرار دهد.
مرحوم آخوند میگوید با آنچه ما در باب حرکت در جوهر گفتیم که ماده با صورةٌ مّا موضوع است و صور خاص ما فیه الحرکه هستند اشکال در حرکت کمّی حل میشود و ما میتوانیم برای حرکت کمّی موضوعی تصویر کنیم. تفصیل مطلب را در جلسه بعد عرض خواهیم کرد.