مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢ - شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
میدهد، امری که این حکما از آن اینقدر وحشت دارند. حال که انقلاب ذات جایز شد پس باید در جوهر هم جایز باشد.
شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
مطلب دیگری در اینجا میتوان مطرح کرد که مرحوم آخوند در اینجا بحثی از آن نمیکند ولی در دو فصل پیش آن را ذکر کرد [١]. آن مطلب این است که شی ءِ در حال حرکت، بالفعل دارای هیچ ماهیتی نیست و بالقوه دارای ماهیات غیرمتناهی است. ای کاش مرحوم آخوند در کنار سه مطلبی که در اینجا بیان کرده است- و تاکنون دو مطلب را توضیح دادهایم- این را هم در اینجا ذکر میکرد.
همه حکما این مطلب را قبول دارند که هر موجودی دارای ماهیتی و وجودی است و تنها ذات باری تعالی است که «لا ماهیة له»؛ فقط وجود غیرمتناهی است که دارای هیچ ماهیتی نیست. ماهیت باری تعالی عین وجودش است و غیر ذات حق تعالی از عقل اول گرفته تا هیولای اولی همه دارای ماهیت هستند:«کل ممکنٍ زوجٌ ترکیبی له ماهیة و وجود». هر ممکنی ترکیبی است از امر اعتباری و امر حقیقی زیرا یا ماهیت اصیل است و وجود، اعتباری و انتزاعی است و یا وجود اصیل است و ماهیت اعتباری و انتزاعی است.
اینجا ما به یک حرف جدیدی رسیدیم زیرا تا به حال میگفتیم غیر از خدا هیچ حقیقت دیگری نداریم که بدون ماهیت باشد و حال میگوییم شی ءِ در حال حرکت هیچ ماهیتی ندارد، یعنی ماهیت بالفعل ندارد گرچه بینهایت ماهیت بالقوه دارد.
«ماهیت بالفعل ندارد» به این معناست که نمیتوانیم انگشت بگذاریم و بگوییم این شی ءِ در حال حرکت اکنون دارای این ماهیت خاص است؛ تا بخواهیم انگشت بگذاریم از آن حد رد شده است و از این نظر درست مثل سایه است. چون زمین در حال حرکت است سایه دائماً در حرکت است و لذا نمیتوانیم برای سایه یک حد معین کنیم و یا یک خط بکشیم و بگوییم سایه اینجاست چون هر مرزی که برای آن تعیین کنیم از آنجا رد شده است.
[١]. مرحوم آخوند این مطلب را در جواب فخر رازی بیان کرده است و همین مطلب در مباحث جواهر و اعراض، آنجا که یکی از سؤالهای ابوریحان از بوعلی را طرح میکند آمده است و مرحوم آخوند آنجا این مطلب را شاید بهتر از جاهای دیگر بیان کرده باشد.