مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - انقلاب ذات، لازمه حرکت اشتدادی
اگر بپرسید پس آن چیست که قبلًا دارای یک ذات بود و حال دارای ذات دیگری است پاسخ میدهیم بنا بر اصالت ماهیت چنین چیزی نمیتوانیم داشته باشیم. بنا بر اصالت وجود، آن حقیقت وجود است که در مراحل اشتداد در یک مرحله دارای ذاتیات خاصی است و در مرحله دیگر دارای ذاتیات دیگری است.
یک «او» در اینجا داریم که همان حقیقت وجود است و این «او» قبلًا دارای یک ذات بود و حال دارای یک ذات دیگر است و این ذات یا ماهیت- که بالقوه است- علی الاتصال و بهطور غیرمتناهی اعتبار میشود.
پس جواب اشکال شیخ که میگوید لازمه حرکت در جوهر این است که ماهیت و ذات شیء به ذات دیگر تبدیل شود در حالی که ذات یک شیء قابل تبدیل شدن به ذات دیگر نیست این است که در همین حرکات اشتدادی، مثل حرکت اشتدادی در کیف که شما خودتان قبول کردهاید، دائماً یک ذات به ذات دیگر تبدیل میشود.
پس چارهای ندارید جز اینکه قائل به انقلاب ذات شوید.
بنابراین ما دو حرف با شیخ داریم. یک مطلب این است که به شیخ میگوییم شما که قائل به حرکات اشتدادی هستید هیچ فکر کردهاید که حرکت اشتدادی جز با اصالت وجود سازگار نیست و با اصالت ماهیت هیچ گونه جور در نمیآید؟ این حرکت اشتدادی که شما خودتان قائل هستید دلیل بر اصالت وجود است. مطلب دومی که به شیخ میگوییم این است که شما که منکر انقلاب ذات هستید و میگویید تبدل نوع به نوع دیگر محال است و به همین دلیل حرکت در جوهر را محال میدانید هیچ فکر کردهاید که همان حرکت اشتدادی هم که مورد قبول شماست تبدل ذات به ذات دیگر و انقلاب ذات به ذات دیگر است؟ اگر در اینجا انقلاب ذات جایز است چرا در حرکت جوهری انقلاب ذات جایز نباشد؟ معنای هر حرکت جوهری از جنبه ماهوی انقلاب ذات است؛ یعنی جوهر دائماً علی الاتصال ماهیت عوض میکند و ماهیات غیرمتناهی را رها میکند ولی در عین حال وحدتی هم در اینجا هست که این وحدت به وجود مربوط است. در حرکت جوهری یک وجود واحدِ ممتدِ متصل داریم که چون دائماً مراتب مختلف اشتداد را طی میکند ماهیاتش الی غیرالنهایه عوض میشود.
پس مطلب دوم- که گفتیم از مطالب نفیس مرحوم آخوند است- ثابت شد که در حرکات اشتدادی که مورد قبول شیخ و نیز ارسطوست دائماً انقلاب ذات روی