مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - پاسخ به هر دو ایراد حاجی
المتغیر متغیر و علة الثابت ثابت» بر اساس این است که صورت نوعیهای وجود داشته باشد و حال آنکه ما این مبنای شما را قبول نداریم و در این مسئله تابع شیخ اشراق هستیم، ایشان در پاسخ میتواند بگوید که این برهانی است که بر اساس آن حتی بر مبنای شیخ اشراق هم میتوان حرکت جوهری را اثبات کرد. این توجیهی است که حاجی پیش خودش کرده است.
پاسخ به هر دو ایراد حاجی
بعید نیست که بشود از هر دو اشکال حاجی جواب داد و قرائن نشان میدهد که منافاتی در کار نیست و هر دو ایراد حاجی قابل دفع است. ایراد اول این بود که این بر خلاف نظر خود مرحوم آخوند است که طبیعت را فاعل همه حرکات اشیاء میداند. جواب این ایراد را از لابلای کلمات مرحوم آخوند در اینجا و بالخصوص در الشواهد الربوبیه میشود به دست داد. این مطلب را باید درست توجه کرد که اگر ان شاء اللَّه به باب اتحاد عاقل و معقول رسیدیم در آنجا باید بیشتر بحث کنیم [١].
در باب اتحاد عاقل و معقول یک بحث در آنجایی است که شیء ذات خودش را تعقل میکند. حکما اتفاق دارند که در این حالت عاقل و معقول متحدند. مرحوم آخوند مدعی است که در آنجا که نفس غیر خود را تعقل و ادراک میکند باز هم عاقل و معقول اتحاد دارند. در گذشته هم فرفوریوس سوری قائل به اتحاد عاقل و معقول بوده است بدون آنکه تفصیلًا مراد او یا دلیل و برهان او روشن باشد. بوعلی حرف او را رد کرده و حتی او را مسخره کرده است.
اتحاد عاقل و معقول به چه نحو است؟ آیا وقتی نفس انسان جهان را تعقل میکند با جهان عینی متحد میشود؟ مسلماً مقصود این نیست و هیچ کسی هم چنین تفسیری نکرده است. مقصود از اتحاد عاقل و معقول اتحاد نفس عاقل با «معقول بالذات» یعنی با صورت معقولهای است که در نفس پدید میآید. این را چگونه باید تفسیر کنیم؟.
[١]. «اتحاد عاقل و معقول» از مسائلی است که معرکه آراء است و محشّین و متأخرین هر کدام چیزی از حرفهای مرحوم آخوند فهمیده و یا پذیرفتهاند و احیاناً ایرادهایی گرفتهاند. ما در اینجا نمیخواهیم در این باره مفصل بحث کنیم.