مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
حرکت بوده است یا وجود دیگری است، در پاسخ میگوییم این یک وجود متصل واحد است. اما اگر مقصود شما از بقا، بقای ذات و ماهیت یعنی «ما یقال فی جواب ما هو» است میگوییم ما اثبات کردهایم که در هر حرکت اشتدادی انقلاب ذات و تبدل ذات صورت میگیرد؛ یعنی در عین اینکه یک وجود واحد داریم، این وجود در هر آنی دارای ماهیتی است و بنابراین نوع آن باقی نمیماند. پس پاسخ سؤال شما که آیا در وسط اشتداد، نوع جوهر باقی است یا باقی نیست- و حتی میتوانستید سؤال کنید آیا فردش باقی است یا باقی نیست- این است که از نظر وجود باقی است و همان است و از نظر ماهیت غیر از آن است.
نتیجه گیری
مطلب دوم مرحوم آخوند این بود که در حرکت اشتدادی تبدل ذات صورت میگیرد و در بیان مطلب سوم گفتیم که در حرکت، یک شیء واحد است که از ابتدا تا انتهای حرکت باقی است. پس هم تبدل ذات صورت گرفته و هم آن شیء باقی است. به عبارت دیگر اگر نظر به وجود کنیم یک وجود واحد متصل ممتد است و اگر نظر به ماهیت کنیم هیچ وحدتی در اینجا محفوظ نیست.
از اینجا معلوم میشود که از میان سه اصلی که مرحوم آخوند در مورد حرکت اشتدادی بیان کرد و به عبارت دیگر سه نتیجهای که از حرکات اشتدادی گرفت (یعنی اصالت وجود، انقلاب ذات و نوعی جامعیت اضداد)، دو نتیجه اخیر از آن اصل اولی استنباط میشود. این اصالت وجود است که به ما این امکان را میدهد که انقلاب یا تبدل ذات را در حرکات اشتدادی تصدیق کنیم و نیز آن اصل سوم را- که ما از آن به نوعی جامعیت اضداد تعبیر کردیم- بتوانیم تعقل کنیم.
مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
این خودش یک اشکالی است که حرکت در جوهر از این نظر که موضوع باید ثابت و باقی باشد چگونه قابل توجیه است؟ اگر هر حرکتی به موضوع واحدِ ثابت باقی نیاز دارد پس موضوع حرکت جوهری چیست؟