مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - بازگشت به نظریه علامه طباطبایی
بگویند، بلکه گفتهاند اولی این است که ما مطلب را اینطور بگوییم. شاید خودشان هم توجه داشتهاند که این نظر با آنچه قوم گفتهاند متفاوت است، ولی از باب اینکه دیدهاند حرکت توسطی قوم غیرقابل توجیه است نظر دیگری دادهاند. به هر حال مطلب، مطلب درستی است ولی اینکه حرف قوم این باشد محل اشکال است [١].
[١]. سؤال: طبق مبنای آقای طباطبایی در مورد حرکت قطعی و توسطی آیا میتوان گفت حرکت توسطی در خارج موجود است؟.
استاد: بله، چون حرکت توسطی و حرکت قطعی طبق این مبنا هر دو یک چیز میشوند و تفاوتشان به اعتبار است. همین که ملاحظه حد و کثرت کردید سروکارتان با حرکت قطعی است و وقتی ملاحظه کثرت و حد را نکنید سروکارتان با حرکت توسطی است. این دو جور لحاظ است. همین قدر که حساب جزء اول و جزء وسط و جزء آخر کردیم، باید توجه داشته باشیم سروکارمان با حرکت قطعی است، ولی وقتی که این حرکت را یکجا داریم میبینیم بدون اینکه اجزاء در آن ببینیم، سروکارمان با حرکت توسطی است.
سؤال: این فقط اعتبار است ولی نمیشود دید چون قرار ندارد.
استاد: حرکت یک وحدت واقعی دارد، چه انسانی وجود داشته باشد، چه انسانی وجود نداشته باشد.
«وحدت واقعی دارد» یعنی واقعاً تمامش شیء واحد است، چون وحدت اتصالی مساوی است با وحدت شخصی.
شیء که از اینجا تا آنجا حرکت میکند شخص واحد است. حرکت فلک به قول قدما، که از ازل تا ابد جریان دارد، شخص واحد است. حرکات نیست، مجموع امور نیست، واقعاً شیء واحد است، اما شیء واحدی که قابل انقسام به اجزاء است.
این مانند نظریهای است که احتمالش در بحث جواهر و اعراض اسفار مطرح شده است و در عصر جدید هم ابراز شده است که تمام عالم، جسم واحد است و اختلاف اجسام در واقع اختلاف مراتب است، مثل آب دریا که در یک جا متراکمتر است و در یک جا تراکمش کمتر است. طبق این نظریه جسم من، مرتبهای از یک جسم واحد است و این قالیچه مرتبه دیگری از آن است. پس در عین کثرتی که میان اجسام وجود دارد یک وحدت واقعی بر همه آنها حاکم است. البته در باب اجسام این حرف هنوز حرفی نیست که قابل دفاع باشد.
سؤال: طبق بیان آقای طباطبایی آیا اجزای حرکت اجزاء برای کل میشوند؟.
استاد: هم اجزاء میشوند برای کل و هم جزئی میشوند برای کلی که آن کلی، حرکت قطعی است.
همین قدر که ما اعتبار جزء کنیم، جزئی حرکت قطعی است. اما اگر بخواهیم اعتبار حرکت توسطی کنیم، اجزاء وجود ندارد، یک شیء واحد شخصی من جمیع الجهات است که نه اول در آن اعتبار میشود و نه آخر.