مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - حقیقت امکان استعدادی چیست؟
که امکان استعدادی غیر از امکان ذاتی است، ماهیت آن چیست؟.
گاهی از کلمات فلاسفه چنین استفاده میشود که امکان استعدادی از مقوله کیف است. در مباحث جواهر و اعراض، خود مرحوم آخوند کیف استعدادی را مثل دیگران یک کیفیت جداگانه گرفته است و تصریح میکند که امکان استعدادی از مقوله «کیف» است، در حالی که در اینجا تصریح میکند که از مقوله اضافه است.
حاجی اینطور میخواهد میان این دو نظر جمع کند که «استعداد» یک چیز است و «امکان استعدادی» چیز دیگری است؛ یعنی میخواهد بگوید که دو چیز وجود دارد: یکی چیزی که قائم به محل است و آن، کیفیت و از مقوله کیف است و دیگر، لازمه این کیفیت است که یک اضافه است. پس اگر میگوییم امکان استعدادی، مقصود اضافهای است که لازمه آن کیفیت است.
ولی این توجیه حاجی از جهات دیگر اشکال دارد، از جمله اینکه اگر امکان استعدادی و به تعبیر حاجی استعداد را یک امر عینی و نه یک امر انتزاعی و اضافی بدانیم همان اشکالی که در مورد هیولی گفتیم اینجا هم پیش میآید. خود استعداد، حادث است، پس مسبوق به استعداد قبلی است که آن استعداد، استعدادِ استعداد است نه استعداد «مستعدّ له». مثلًا در نطفه که استعداد انسان شدن هست اگر این استعداد که «مستعد له» آن انسان است خودش یک کیفیت حادث باشد، مسبوق به استعدادِ استعداد است که آن هم باید مسبوق به استعدادِ استعدادِ استعداد باشد. پس غیر از استعداد صورتها ما باید یک سلسله استعدادِ استعداد الی غیر النهایه داشته باشیم، در صورتی که قطعاً چنین چیزی نیست. ولی اگر امکان استعدادی اضافه باشد، اضافه خفیف المؤونه است [١].
گفتیم در اینجا بیان آقای طباطبایی بهتر از بیان حاجی است. ایشان بیان بسیار خوبی دارند که در حاشیه خود در اینجا مطرح کردهاند و در ذیل آن نظرات مفیدی.
[١]. اشکال: آن اشکال جنابعالی همچنان باقی است که اگر امکان نوعی اضافه باشد باید نحوه وجودی ولو ضعیف داشته باشد.
استاد: در مثل وجود اضافه اشکالی پیش نمیآید، برای اینکه چنانکه گفتیم اضافه خفیف المؤونه است. اینها در باب اضافه معتقدند که اگر میگوییم اضافه وجود دارد یعنی به تبع منشأ انتزاع خود وجود دارد و لهذا در بعضی از جاهای دیگر، اضافه را از «معقولات ثانیه» میشمارند. ولی درباره کیفیت این حرف را نمیشود گفت؛ نمیتوانیم یک شیء را از مقوله کیف و در عین حال امر انتزاعی بدانیم.